تحلیل چند چهارچوب زمانی


درخواست حذف خبر: «خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.eghtesadonline.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «اقتصاد آنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۶۰۳۷۴۸۰ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید. با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

فدرال رزرو پس از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را بالای ۴ درصد حفظ می کند؟

اقتصادآنلاین – اکرم شعبانی؛ به گزارش فایننشال تایمز، آخرین نظرسنجی که با مشارکت شرکت ابتکار در بازارهای جهانی در دانشکده کسب و کار شیکاگو انجام شد، نشان می‌دهد که فدرال رزرو تا پایان کمپین خود برای تشدید سیاست‌های پولی، فاصله زیادی دارد. این تحلیل چند چهارچوب زمانی کشور در حال حاضر نرخ بهره را در سال جاری با تهاجمی‌ترین سرعت از سال ۱۹۸۱ افزایش داده است.

بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان

نرخ بهره فدرال رزرو در حالی در ماه مارچ سال جاری نزدیک به صفر بود که نرخ وجوه فدرال اکنون بین ۲.۲۵ و ۲.۵۰ درصد است. کمیته بازار آزاد فدرال رزرو روز سه‌شنبه هفته جاری برای یک جلسه سیاست‌گذاری دو روزه گرد هم می‌آیند که در آن انتظار می‌رود مقامات سومین افزایش متوالی ۰.۷۵ درصدی نرخ بهره را اجرا کنند. این حرکت نرخ بهره را تا محدوده هدف جدید ۳ تا ۳.۲۵ درصد افزایش می‌دهد.

تقریبا ۷۰ درصد از ۴۴ اقتصاددانی که بین ۱۳ تا ۱۵ سپتامبر مورد بررسی قرار گرفتند، معتقدند که نرخ وجوه فدرال در این چرخه انقباضی بین ۴ تا ۵ درصد به اوج خود خواهد رسید و ۲۰ درصد معتقدند که باید از این سطح عبور کند.

اریک سوانسون استاد دانشگاه کالیفرنیا در ایرواین که پیش‌بینی می‌کند نرخ وجوه فدرال در نهایت بین ۵ تا ۶ درصد هم بالاتر می‌رود، عنوان کرد: کمیته بازار آزاد فدرال هنوز با میزانی که برای افزایش نرخ‌ها نیاز دارد، کنار نیامده است. اگر فدرال رزرو اکنون قصد کندکردن اقتصاد را دارد، باید نرخ وجوه را بالاتر از تورم [هسته] افزایش دهد.

(یکی دیگر از سوالات نظرسنجی این بود: برآورد شما از احتمال اینکه تورم اصلی هزینه‌های مصرف شخصی در سال منتهی به دسامبر ۲۰۲۴ از ۳ درصد در سال فراتر برود، چیست؟)

فراتر از افزایش نرخ بهره به سطحی که فعالیت‌های اقتصادی را محدود می‌کند، اکثر پاسخ‌دهندگان بر این باورند که فدرال رزرو نرخ افزایش یافته را برای مدتی پایدار نگه می‌دارد.

کاهش فشار قیمت‌ها، بی‌ثباتی بازار مالی و وخامت بازار کار محتمل‌ترین دلایلی هستند که فدرال رزرو کمپین انقباضی خود را متوقف می‌کند، اما طبق گفته ۶۸ درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی، هیچ کاهشی در نرخ وجوه فدرال تا سال ۲۰۲۴ پیش‌بینی نمی‌شود. از این میان، یک چهارم پیش‌بینی نمی‌کنند که فدرال رزرو تا تحلیل چند چهارچوب زمانی نیمه دوم سال ۲۰۲۴ یا بعد از آن، نرخ سیاستی خود را کاهش دهد.

با این حال، عده کمی بر این باورند که فدرال رزرو با کاهش ترازنامه نزدیک به ۹ تریلیون دلاری خود از طریق فروش مستقیم اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن، تلاش‌های خود را افزایش خواهد داد. این اقدام تهاجمی برای خنک کردن اقتصاد و ریشه‌کن کردن تورم، هزینه‌هایی را به دنبال خواهد داشت.

تقریبا ۷۰ درصد از پاسخ دهندگان انتظار دارند که دفتر ملی تحقیقات اقتصادی – داور رسمی زمان شروع و پایان رکودهای ایالات متحده – در سال ۲۰۲۳ یک مورد را اعلام کند که اکثرا معتقدند این اتفاق در سه ماهه اول یا دوم این اتفاق خواهد افتاد. این در مقایسه با حدود ۵۰درصدی است که اروپا را تا سه ماه چهارم سال جاری یا قبل از آن در معرض رکود می‌بینند.

اکثر اقتصاددانان بر این باورند که رکود در ایالات متحده احتمالا دو یا سه فصل ادامه خواهد یافت و بیش از ۲۰ درصد انتظار دارند که این رکود چهار فصل یا بیشتر طول بکشد. به گفته ۵۷درصد از پاسخ دهندگان، نرخ بیکاری در اوج خود می‌تواند بین ۵ تا ۶ درصد باشد که بسیار بیشتر از سطح فعلی ۳.۷ درصدی است. یک سوم آن را ۶ درصد می‌بینند.

جولی اسمیت در کالج لافایت هشدار داد: «زمانی که بیکاری به دلیل این افزایش نرخ‌ها در مقطعی افزایش می‌یابد، این جریان بر سر کارگرانی آوار می‌شود که کمترین توانایی مالی را دارند.» حتی اگر مقادیر کمی باشد – افزایش یک یا دو واحد درصدی بیکاری – درد واقعی برای خانوارهای واقعی است که آمادگی مقابله با این نوع شوک‌ها را ندارند.

(یکی دیگر از سوالات: به نظر شما اوج نرخ بیکاری U3 در رکود بعدی چقدر خواهد بود؟)

شبنم کالملی اوزجان از دانشگاه مریلند معتقد است: کاهش محدودیت‌های مربوط به عرضه، ناشی از جنگ در اوکراین و قرنطینه‌های کووید – ۱۹ در چین می‌تواند در به حداقل رساندن میزان نیاز فدرال رزرو برای کاهش تقاضا کمک کند، که در نهایت به معنی یک انقباض اقتصادی با شدت کمتر است، او در عین حال هشدار داد که چشم‌انداز بسیار نامشخص است.

کالملی اوزجان همچنین تاکید کرد: معلوم است که این شوک یکی پس از دیگری اتفاق می‌افتد، بنابراین مطمئن نیستم که این اتفاق بلافاصله رخ خواهد داد. اگرچه من نمی‌توانم یک چارچوب زمانی برای آن در نظر بگیرم اما این روند در مسیر درستی پیش می‌رود.

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.eghtesadonline.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «اقتصاد آنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۶۰۳۷۴۸۰ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

نرخ بهره بین بانکی افزایش یافت

به گزارش فارس، طبق اعلام بانک مرکزی، نرخ بهره بین بانکی در هفته منتهی به 23 شهریور ماه با افزایش 13 صدم درصدی به 20.93 درصد رسیده است.

این بیشترین نرخ از 12 مردادماه سال جاری است. طی هفته های گذشته نرخ بهره بین بانکی با رشد همراه بوده است.

از دیگر سو، حداقل نرخ توافق بازخرید در هفته های جاری با کاهش روبرو شده است و در هفته گذشته به 21 درصد رسیده است.

بنابراین گزارش، نرخ بهره بین‌بانکی درحالی به مرز ۲۱ درصد نزدیک شده است که پیش از این وزیر اقتصاد درخصوص حفظ این نرخ در محدوده ۲۰ درصد وعده داده بود؛ افزایش این نرخ هشداری برای سرمایه‌گذاران در راستای به‌کارگیری سیاست‌های پولی انقباضی توسط دولت است.

پس از جلسه رئیس کل بانک مرکزی با رئیس سازمان بورس، نرخ بهره بین بانکی با کاهش روبرو شد. اما طی هفته های گذشته باز هم این نرخ با رشد همراه بوده است.

الیزابت دوم؛ هفت دهه روابط با ایران/ بریتانیا و زخم‌هایی که فراموش نمی‌شوند

الیزابت دوم؛ هفت دهه روابط با ایران/ بریتانیا و زخم‌هایی که فراموش نمی‌شوند

تهران-ایرنا- مرگ ملکه انگلستان پس از هفت دهه سلطنت در بریتانیا، بهانه مرور هفتاد سال نگاه منفعت‌طلبانه و زیاده‌خواهانه لندن به تهران خواهد بود. رویکردی که نشان می‌دهد، دیدگاه بدبینانه ایرانیان به انگلستان زمینه تاریخی و تلخ بسیاری دارد.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، هفت دهه سلطنت «الیزابت دوم»، شامگاه ۱۷ شهریور، (۸ سپتامبر) به پایان رسید و ملکه انگلیس در سن ۹۶ سالگی درگذشت. بریتانیا در این هفتاد سال شاهد فراز و نشیب‌هایی در روابط خود با جهان بود که مرور این روابط با ایران، می‌تواند هفت دهه تقلای انگلستان در دوران ملکه برای سلطه بر ایران را نشان دهد و مشخص کند که چرا از دیدگاه بسیاری از ایرانیان «کار،کار انگلیس است!»، چندان هم بی‌دلیل نیست. در بررسی این هفتاد سال گرچه رویدادهای متنوعی وقوع یافته و می‌تواند محل بحث باشد اما به طور مشخص روابط ایران و بریتانیای دوران الیزابت دوم را می‌توان به دوران پهلوی اول و دوم و جمهوری اسلامی تقسیم کرد. ملی‌شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد، شکل‌گیری انقلاب مردم ایران، جنگ تحمیلی، برنامه هسته‌ای ایران و مذاکرات مربوط به آن، از مهمترین نقاط تاریخی در روابط ایران و انگلستان در دوران الیزابت دوم است.

نفت، کودتا و حمایت از دیکتاتوری پهلوی

«الیزابت الکساندرا مری ویندزور» در حالی ۱۶ بهمن ۱۳۳۰ ملکه انگلستان شد که یک سال پیش از آغاز سلطنتش، یکی از مهمترین پرونده‌های روابط کشورش با ایران گشوده شده بود و تهران پس از دهه‌ها باج به لندن، تصمیم گرفته بود تا صنعت نفت خود را از چنگال بریتانیا آزاد و آن را ملی کند. رهبر این جنبش استقلال خواهی در ایران؛ محمد مصدق بود که می‌توان پذیرش با اکراه وی در مقام نخست‌وزیری از سوی «محمدرضا پهلوی» را نخستین شکست، انگلستان در دوران پهلوی دوم دانست.

مصدق ۳۰ خرداد ۱۳۳۰ یعنی سه ماه پس از اعلام ملی شدن صنعت نفت در ایران، در پیامی رادیویی ضمن اعلام خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران خطاب به ملت ایران گفته بود: «امروز روزی است که ما ایرانیان می‌توانیم صفحه جدید و مقدسی در حیات سیاسی – اجتماعی خود باز کنیم و پس از ۵۰ سال سلطه انگلستان دوره نوینی را در برابر جهانیان و نسل آینده آغاز نماییم».

به هر روی کشمکش‌های پرونده ملی شدن صنعت نفت ایران با شکایت بی‌نتیجه بریتانیا از ایران به دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه هلند به اوج خود رسید. دادگاه لاهه حقانیت استدلال‌های مردم ایران در ملی کردن صنعت نفت خود را روز ۳۱ تیر ۱۳۳۱تایید کرد و مدیریت «شرکت نفت ایران و انگلیس» که در عمل همان سلطه و نه مدیریت انگلستان بود، محدود شد. این حق طبیعی مردم ایران و استقلال‌خواهی آنها به یکی از مهمترین چالش‌های وقت انگلستان با ایران تبدیل و در نهایت عامل این استقلال یعنی محمد مصدق را از نخست وزیری برانداخت.

الیزابت دوم؛ هفت دهه روابط با ایران/ بریتانیا و زخم‌هایی که فراموش نمی‌شوند

مصدق، تاوان مقابله با استعمار انگلستان دوران ملکه الیزابت را با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پس داد . روزی که رمز کودتا از رادیو بی‌بی‌سی اینگونه اعلام شد: «اینجا لندن است و اکنون ساعت دقیقا ۱۲ نیمه شب است» این پیام رمز عملیات آژاکس برای سرنگونی دولت محمد مصدق بود؛ سرنگونی که برای همیشه سرنوشت یک ملت را تغییر داد و مسیر توسعه و استقلال آنها را دهه‌ها عقب انداخت. مصدق تمام پیشنهادات بازگشت سلطه‌طلبانه انگلستان به صنعت نفت ایران را رد کرده بود و «آنتونی ایدن» وزیر خارجه وقت انگلستان، دستپاچه به واشنگتن سفر کرده بود تا روزولت را قانع کند که مصدق گزینه خطرناکی برای نخست‌وزیر ایران است و در مسیر این اقناع، وی را مهره کمونیسم در ایران جلوه داده بود! ۱۵۰ هزار دلار اختصاص یافته سرویس‌های جاسوسی بریتانیا در ایران به امثال شعبان بی‌مخ رسید و دولت محمد مصدق سرانجام سقوط کرد.

مصدق، تاوان مقابله با استعمار انگلستان دوران ملکه الیزابت را با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پس داد . روزی که رمز کودتا از رادیو بی‌بی‌سی اینگونه اعلام شد: «اینجا لندن است و اکنون ساعت دقیقا ۱۲ نیمه شب است» این پیام رمز عملیات آژاکس برای سرنگونی دولت محمد مصدق بود؛ سرنگونی که برای همیشه سرنوشت یک ملت را تغییر داد و مسیر توسعه و استقلال آنها را دهه‌ها عقب انداخت.

یکی از ماموران برجسته انگلیس که با تلاش بسیار در پی راضی کردن و همراهی آمریکا با انگلیس بود، «مونتی وودهاووس» سرهنگ ۲۷ ساله انگلیسی بود که با اعلام قطع روابط با بریتانیا از سوی مصدق در ۳۰ دی ۱۳۳۱ راهی ایران شد. وودهاووس متوجه این قضیه بود که براندازی مصدق بی‌مشارکت و دستیاری آمریکا میسر نمی‌شود. آنها نقشه براندازی مصدق را که نام رمزی «عملیات چکمه» بر آن گذاشته بودند با سیا در میان گذاشتند.

وودهاوس پس از واشنگتن به سوی قبرس رفته و پس از ملاقات با ماموران انگلیسی پایگاه نظامی‌بریتانیا در قبرس، دفتری تاسیس کرد و ترتیب ارتباط با عمال خود در تهران را داد و به لندن بازگشت. وودهاوس می‌گوید: «چون نمی‌خواستم این گونه تلقی شود که ما قصد داریم آمریکا را آلت دست قرار دهیم و در پی منافع خود هستیم، در مذاکره با آمریکایی‌ها از پرداختن به مسئله نفت خودداری نمودم و به جای آن بر خطری که از جانب کمونیست متوجه ایران بود، تاکید می‌نهادم. استدلال من چنین بود که اگر هم احتمال ضعیفی برای حصول توافق با مصدق بر سر مسئله نفت وجود داشته باشد، دکتر مصدق در وضعی نیست که بتواند در برابر کودتا مقاومت کند».تحلیل چند چهارچوب زمانی

با سقوط دولت مصدق راه برای تداوم سلطه انگلستان بازتر شد و این بار آمریکا هم جدی‌تر از همیشه در صحنه سیاست و اقتصاد ایران حضور یافت و تمام قد پشت محمدرضا پهلوی و اقدامات او ایستاد. نخستین بار ملکه الیزابت دوم، اردیبهشت ۱۳۳۸ میزبان پهلوی دوم بود و محمدرضا در این سفر از تلاش سرویس جاسوسی بریتانیا (MI۶) برای نجات حکومتش از ملکه انگلستان تشکر ویژه کرد و خطاب به الیزابت دوم گفت: مناسبات صمیمانه‌ای که اکنون بین ایران و کشور شما وجود دارد، هیچ‌گاه برپایه‌ای مستحکم‌تر از اساس کنونی نبوده است». ملکه انگلستان هم دیپلم افتخاری مارشال نیروی هوایی به شاه اهدا کرد.

الیزابت دوم؛ هفت دهه روابط با ایران/ بریتانیا و زخم‌هایی که فراموش نمی‌شوند

روابط پهلوی و الیزابت دوم در اواخر دهه ۳۰ شمسی به گونه‌ای صمیمانه پیش رفت که گویا آن دولتی که پدر شاه جوان ایران را آواره جزیره سنت‌لوییس کرد؛ جز بریتانیای کبیر بود. در پی این صمیمیت، ملکه انگلستان هم سال ۱۳۳۹ به تهران و اصفهان سفر کرد، انگلیسی‌ها بسیاری از صنایع ایران را به عهده گرفتند و عامل اصلی سرمایه‌داری کمپرادور( سرمایه‌داری وابسته و دلال) در اقتصاد ایران تبدیل شدند. اوج این صمیمت زمانی بود که پهلوی بهسازی آب لندن را بر عهده گرفت و این در حالی بود که بسیاری از شهرهای ایران به آب آشامیدنی دسترسی نداشتند. روابط تهران-لندن در بالاترین سطح ممکن و تا سال ۱۳۵۷ ادامه یافت اما انقلاب مردم ایران، لندن را بار دیگر در پیگیری نگاه منفعت‌طلبانه به ایران ناکام گذاشت.

انقلاب ایران و نقش انگلیس در جنگ تحمیلی

اگر خرداد ۱۳۴۲ را به گفته بسیاری از پژوهشگران، نقطه آغاز انقلاب اسلامی مردم ایران بدانیم، همان تاریخ را هم می‌توان آغاز کارشکنی‌های انگلستان در مسیر این خواست تاریخی ایرانیان دانست. گرچه برخی با کنار هم چیدن شماری از اتفاقات این دوران در کنار هم توسل به نظریه توطئه این کارشکنی‌ها را انکار می‌کنند اما رفتار دولت‌های مختلف بریتانیا در دوران سلطنت الیزابت دوم، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی انگیزه و اقدام آنها را درباره انقلاب را نشان می‌دهد. گرچه دولت انگلستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن را به رسمیت شناخت اما در دوران نخست‌وزیری «مارگات تاچر» لندن از تصمیم پیشین خود برگشت و روابط دو کشور ۱۱ سال در سردترین حالت خود بود.

فشارها بر جمهوری اسلامی از همان ۲۲ بهمن ماه سال ۵۷ آغاز شد و به شهریور ۱۳۵۹ رسید که غرب با تمام قوا پشت دیکتاتور بعث جمع شد و جنگی تمام عیار علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. در این هشت سال سرزمین ملکه، از خدمات جاسوسی تا به روزترین تسلیحات نظامی را در اختیار صدام حسین قرار داد. اطلاعات محرمانه دفاعی و نظامی ایران در اختیار رژیم بعث عراق قرار می‌گرفت. خدمات هوایی ویژه (A.A.S) و آموزش واحدهای ویژه هوابرد عراق تنها بخشی از حمایت‌های انگلیس از عراق در هشت سال جنگ بود. تحویل تانک‌های چیفتن به عراق (به قیمت یک میلیارد) یعنی همان تانک‌های که به ایران فروخته و مبلغ آن را دریافت کرده بود، فروش هواپیماهای جنگنده «هاوک» (به مبلغ ۲ میلیارد دلار)، تحویل قطعات یدکی تانک، قرارداد فروش جت‌های جنگنده «آلفا» نشانه‌های آشکار همان حمایت تمام قد است.

الیزابت دوم؛ هفت دهه روابط با ایران/ بریتانیا و زخم‌هایی که فراموش نمی‌شوند

در توصیف پشتیبانی تمام قد غرب و انگلیس از صدام حسین اظهارات «جیووانی دی استفانو» وکیل ایتالیایی صدام، درباره تلاش صدام برای بدست آوردن مواد شیمیایی، قابل تامل است: «به‌طور مشخص شرکت‌هایی از انگلیس، آلمان، ایتالیا، هلند و فرانسه در چهارچوب تضمین مالی آمریکا به عراق کمک کردند. انگلیس از جنگ میان عراق و ایران خوشحال بود زیرا در جریان این جنگ قیمت نفت خام برنت شمال به اوج رسیده بود». سازمان ملل متحد نیز در گزارشی صراحتا تصریح کرده که عراق تسلیحات خود را از ۱۵۰ شرکت آلمانی و آمریکایی و انگلیسی تهیه کرده است. دولت عراق از سال ۱۹۷۵ توسط ۸۰ کمپانی آلمانی، ۲۴ شرکت آمریکایی و حدود ۱۲شرکت انگلیسی و چند شرکت سوئیسی، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی، سوئدی، برزیلی و آرژانتینی تجهیزات دریافت کرده است».

در توصیف پشتیبانی تمام قد غرب و انگلیس از صدام حسین اظهارات «جیووانی دی استفانو» وکیل ایتالیایی صدام، درباره تلاش صدام برای بدست آوردن مواد شیمیایی، قابل تامل است: «به‌طور مشخص شرکت‌هایی از انگلیس، آلمان، ایتالیا، هلند و فرانسه در چهارچوب تضمین مالی آمریکا به عراق کمک کردند. انگلیس از جنگ میان عراق و ایران خوشحال بود زیرا در جریان این جنگ قیمت نفت خام برنت شمال به اوج رسیده بود».

تحریم‌هایی به بهانه انرژی هسته‌ای

پایان جنگ تحمیلی، آغاز دور جدیدی از زیاده‌خواهی‌ها علیه جمهوری اسلامی بود و این بار بهانه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای و ابزار هم تحریم‌هایی که هر روز به بهانه‌ای به فرماندهی آمریکا و همراهی انگلیس وضع می‌شد. پذیرش حضور ایران در جمع معدود کشورهای دارای فناوری غنی‌سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته‌ای، با وجود تحریم‌ها، جنگ و دیگر فشارهای پنهان و پیدا، برای کشورهای غربی و انگلیس به دلیل تمامیت‌خواهی ناتمام آن‌ها، چندان خوشایند و قابل قبول نبود. این چالش جدید در نظم مورد نظر آنها خیلی زود به زنگ خطری برای آنها تبدیل شد. برای مقابله با این توان جمهوری اسلامی، انگلیس و آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی بسیج شدند تا با صدور انواع قطعنامه‌ها و تحریم‌های حداکثری ایران را از دستیابی به این حق مسلم خود محروم کنند. در کنار این قطعنامه‌های تحریمی انگلیس در حمایت‌های آشکار و پنهان از رژیم صهیونیستی، ترور دانشمندان هسته‌ای و خرابکاری در تاسسیات ایران را دستور کار قرار داد.

الیزابت دوم؛ هفت دهه روابط با ایران/ بریتانیا و زخم‌هایی که فراموش نمی‌شوند

چرا ایرانیان به لندن بدبین هستند؟

اشغال ایران وچشم طمع به تمامیت ارضی، ایجاد قحطی و جنگ داخلی، تحریک دولت‌های خارجی و مخالفان داخلی به منظور هجمه علیه ایران، سلطه بر مهمترین منبع اقتصاد ایران یعنی نفت، نقش‌آفرینی در کودتای ۲۸ مرداد، کارشکنی در مسیر انقلاب و فشار بر ایران پس از آن، حمایت از صدام حسین در دوران جنگ تحمیلی، همراهی در اعمال فشار و تحریم علیه جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای، مهمترین پاسخ‌هایی است که ایرانیان در جواب پرسش بالا می‌توانند اعلام کنند. روابط با انگلیس برای مردم ایران در دوران ملکه الیزابت دوم؛ با خاطرات تلخی همراه شده است که چارلز سوم برای از بخشیده شدن این اشتباهات لندن در قبال تهران، راه دشواری را پیش رو دارد، راهی که شواهد نشان می‌دهد، انگلستان چندان عزمی برای گام نهادن در آن از خود نشان نمی‌دهد و تداوم این بدبینی و خصومت به عنوان سیاستی همیشگی برای آن‌ها تعریف شده است.

جمهوری اسلامی ایران اما با وجود تمام این فشارها و زیاده‌خواهی‌ها، راه خود را میانه جهان گشوده و حتی تعریف جدیدی از نظم بین‌الملل ارائه داده است، مسیر آمده و خصومت‌های رفته بر مردم ایران از سوی بریتانیا، همگی در حافظه تاریخی ایرانیان حک شده، نه فراموش می‌شوند و نه بخشیده. تکرار سیاست‌های منفعت طلبانه الیزابت دوم و مارگارت تاچر علیه مردم ایران از سوی چارلز سوم و لیز تراس این تلخی‌ها را دوچندان کرده و تاریخ اشغال و کودتا و جنگ را برای مردم ایران بار دیگر زنده خواهد کرد.

صلیب شکسته نازی ها

(تصویر شماره 1) (تصویر شماره 2)
به گزارش ایران اکونومیست، روزنامه اعتماد نوشت: «نمادی که نازی ها در سال های قدرت نمایی خودشان از آن استفاده می کردند هنوز هم یکی از مشهورترین نمادهای تاریخ یکصدسال اخیر است و نژادپرستی و جنگ طلبی را به ذهن ها تداعی می کند. همان صلیب شکسته که هیتلر و همفکرانش آن را نمادی باستانی متعلق به اجداد باشکوه شان می دیدند و برای احیای اعتمادبه نفس ملی به آن پناه می بردند. این نماد چنین روزی از سال ۱۹۳۵ در پرچم رسمی حکومت آلمان که رایش سوم خوانده می شد، جای گرفت. (رایش یکم، امپراتوری مقدس روم از ۸۰۰ تا ۱۸۰۶، و رایش دوم امپراتوری آلمان از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸ بود.)
هرچند داستان این نماد به سال ها پیش از آن تاریخ برمی گشت. هاینریش شلیمان، باستان شناس آلمانی، در مطالعاتش روی شهر باستانی تروآ به تعدادی از این صلیب های شکسته برخورد که شباهت زیادی به نقوش روی سفال های مردم قدیم ژرمن داشت. تفسیرش این بود که این صلیب شکسته (و کج) نمادی مذهبی است و در زندگی نیاکان دور آلمانی ها نقش و معنای مهمی داشته است.
حرف هایش در چارچوب مباحث دانش باستان شناسی محدود نماند و بعدتر، زمانی که آلمان از جنگ اول جهانی زخم برداشته و از شکست در آن تحقیر شده بود، به محافل ناسیونالیستی راه یافت. نمادی که به آتش غرور نژادی و ملی - غروری که در پیمان ورسای له شده بود - دامن زد و نازی ها از آن برای کسب اعتبار و مشروعیت بهره گرفتند. مدعی احیای شکوه و عظمتی بودند که «دیگران» از آلمانی ها دریغش می کردند و می خواستند به گذشته ای برگردند که به زعم شان سراسر افتخار و سربلندی بود.
هیتلر در سخنرانی هایش مردم ناراضی آلمان را مخاطب می گرفت و از ناامیدی ها و تلخکامی های آنان صحبت می کرد. از «آلمان فقط برای آلمانی ها» و از نژاد برتری می گفت که فریب خورده و خیانت دیده و حقوقش نادیده گرفته شده است. به قول پاول هام «درون مایه سخنان هیتلر نه اندیشه های او که ندای یأس و ناامیدی ملت آلمان بود که هیتلر می کوشید جامعه را بیش از پیش به فریاد آن ترغیب کند.»
نازی ها در این بازگشت به گذشته، نفرت قدیمی مسیحیان نسبت به یهودیان را هم دوباره، این بار با شدت بیشتری زنده کردند و انگشت اتهام شان را به سمت این «عوامل بدبختی و انحطاط ملل باستانی» گرفتند. هیتلر سال ۱۹۳۳ در زمان ریاست جمهوری پاول فن هیندنبورگ صدراعظم کشورش شد و همان سال پرچم جمهوری وایمار (سیاه، سرخ، طلایی) را کنار گذاشت و پرچم امپراتوری آلمان (سیاه، سفید، سرخ) را جایگزین آن کرد. حدود دو سال نماد حزب نازی در کنار این پرچم آویزان می شد، اما بعدتر که رییس جمهور هیندنبورگ از دنیا رفت و منصب ریاست جمهوری لغو شد و قدرت انحصاری رایش سوم به هیتلر رسید، نماد نازی ها هم روی پرچم این کشور نشست. از آن پس تا پایان جنگ دوم جهانی و اشغال برلین، صلیب شکسته همه جا دیده می شد. میلیون ها بازوبند با این نشان تولید کردند و اعضای حزب در همایش ها و تظاهرات ها به بازو بستند.
روی لباس فرم دانش آموزان صلیب شکسته نقش کردند و آن را نشانه هویت و وطن دوستی دختران و پسران آلمانی خواندند. حتی گردنبند و مدال سینه و انگشترهایی هم با این نشان ساختند. بسیاری با شوق و به میل و بسیاری دیگر ریاکارانه - برای کسب منفعتی یا در امان ماندن از شرارتی - از این چیزها استفاده می کردند.»

واژه شناسی این خبر (نازیسم):
نازیسم (به آلمانی : Nationalsozialismus ) خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم به معنی سوسیالیسم ملی است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی های حزب نازی گفته می شود. در طرف مقابل نازی ها یهودیان را دشمنان شماره یک آلمان می خواندند. نازی ها مخالف نظام کمونیسم بودند. آن ها اهداف سوسیالیسم ملی را رفاه عمومی کارگران، افزایش دستمزدها و عدالت در تقسیم سرمایه ها اعلام کردند. نازیسم در آلمان امروزی غیرقانونی است، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به « نئو نازی ها » در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت هستند.
پیش از آنکه واژه ناسیونال سوسیالیسم در آلمان و توسط حزب نازی به کار گرفته شود، ایدئولوژی مکتب آریایی گرایی توسط کنت گوبینوی فرانسوی و هوستن چمبرلین انگلیسی در قرن نوزدهم بنیان گذاری شد. پس از چندی این ایدئولوژی در میان مخالفان دموکراسی حامیان بسیاری پیدا کرد. پس از آنکه آنتوان درکسلر حزب کارگران آلمان را بنیان گذاری کرد و آدولف هیتلر پس از مدتی به آن پیوست. هیتلر به سران حزب پیشنهاد داد تا یک تحول اجتماعی نیز در دستور حزب قرار گیرد که این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت زیرا افزودن واژه سوسیالیسم به نام حزب امکان داشت حزب را به داشتن عقاید کمونیستی مشهور کند. پس از آنکه درکسلر از سمت خود کناره گیری کرد آدولف هیتلر توانست جایگزین وی شود، هیتلر در اولین قدم واژه سوسیالیسم را به نام حزب افزود و اعلام کرد که حزب سوسیالیسم کارگران آلمان در پی یک تحول اجتماعی از سرمایه داری به سوسیالیسم است، سوسیالیسمی خارج از چهارچوب کمونیسم. ورنر سومبارت اندیشمند آلمانی دربارهٔ مکتب آریایی گرایی می گوید: [ نیازمند منبع ]
(برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا)

واژه شناسی این خبر (صلیب شکسته):
سواستیکا (به سانسکریت : स्वस्तिक ) یا صلیب شکسته یا گردونه خورشید یک صلیب با شاخه های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است که معمولاً با جهت افقی یا گوشه هایی با زاویه ۴۵ درجه است. در شکل هندی نقطه هایی در هر ربع آن قرار می دهند.
واژه «صلیب» در عبارت «صلیب شکسته» اشاره به صلیب مسیحی ندارد که در صورت شکسته شدن شکل متفاوتی به دست می آید، منظور صلیب ساده و اولیه (+ و x) است.
(برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا)

این روزها تحلیل های زیادی حتی از درون خود رژیم صهیونیستی از زوال ناگزیر این رژیم جعلی می گویند. آرتور کستلر متفکر شاخص و از یهودیان مجارستان در کتاب «قبیله سیزدهم» می نویسد: «بررسی های تاریخی نشان می دهد که یهودیان سامی نژاد، یعنی همان اسباط دوازده گانه بنی اسرائیل هم، حتی پیش از این که از اسرائیل بیرون آیند و در جهان پراکنده شوند، بر اثر اختلاط با مردمان مختلف، دیگر آن نژاد خاص و خالص و آن قوم نخستین نبودند که در تورات، برگزیده خداوند خوانده می شود. اغلب این جوامع در اروپای غربی یعنی اروپای پیشرفته و آباد شده آن زمان ساکن بودند. جمعیت جوامع یهودی غرب اروپا بر اثر تضییقات مذهبی و کشتار یهودیان در دوران جنگ های صلیبی و طاعون سیاه، که اروپا را در قرون وسطی فرا گرفت، تقریبا .

وبسایت خبری باشگاه بارسلونا

کنفرانس ژاوی : عصبانی هستم . بهتر بودیم اما در لیگ قهرمانان با هر اشتباهی مجازات میشوید . صحنه پنالتی ؟

کنفرانس ژاوی : عصبانی هستم . بهتر بودیم اما در لیگ قهرمانان با هر اشتباهی مجازات میشوید . صحنه پنالتی ؟

ما در شبکه های اجتماعی :

در صورتی که فعالیت ما را مناسب دیدید بر روی دکمه ی موجود در این کادر کلیک کرده و حمایت کنید . برای این منظور به یک حساب گوگل ( جیمیل ) نیاز است و پس از کلیک رنگ دکمه از سفید به نارنجی تغییر خواهد کرد !

متاسفانه بازی باختیم و واقعا ناراحت کنندست و میخواستم چند تا مطلب فهرست وار بگم.
1-اول اینکه من ژاوی رو مقصر نمی‌دونم و تیم هنوز خیلی کار داره تا تیم بشه.البته تو نیمه دوم میتونست تصمیمات بهتری بگیره و همینطور در ترکیب اولیه که قبل بازی هم گفتم بازی کردن کریستیانسن و ارائوخو در کنار هم خیلی خطرناک هست.چون هر دو در کورس با بازیکن سرعتی کم میارن و در بعضی مواقع حساس تمرکز لازم ندارن.
2-من از اول خرید لوا گفتم این بازیکنهای مهاجم که به صورت ایستا بازی میکنن و مهاجم داخل هیجده هستن کمتر به سبک بازی بارسا میخورن،در واقع بارسا مهاجم نوک کلاسیک کمتر به کارش میاد،مهاجم نوک بارسا بیشتر باید مهاجم نه کاذب باشه،مثل سبک بازی مانه و کین.امشب دیدیم که لوا اصلا اون تمرکز لازم نداشت و از نظر روانی نتونست خودش برای این بازی اماده کنه،بعضی وقتها جلوی تیم سابق بازی کردن انگیزه رو زیاد می‌کنه ولی برعکسش هم وجود داره.ضمن اینکه لوا 35سالش هست و زیر فشار بازیهای سنگین نمیتونه اون کیفیت داشته باشه و اگر دیده باشید چند پاس تو عمق هم براش فرستادن اصلا استارت نزد و تو کورسها کم میاورد،نمیدونم چطور مدیران بارسا قول میدن که سالی 40گل میزنه، شاید هم بزنه ولی ما احتیاج به بازیکن داریم که تو این بازیها گل بزنه.ضمن اینکه فکر میکنم ژاوی اگر کمی جسارت و شجاعت داشت باید لوا تعویض میکرد و به فاتی که سرعتی تر بود تو نوک بازی میداد.
3-بالای نود درصد گل‌های بارسا سازندش و زنندش وینگرها و مهاجم نوک بارسا هستن و امشب با مهار وینگرها باید فول بک ها کمک میکردن و در حمله شرکت می‌کردن که کمتر این کار کردن و توانایی این کار هم نداشتن،کونده مدافع راست نیست و آلونسو هم که بیشتر تدافعی کار میکنه و در این تحلیل چند چهارچوب زمانی مواقع هافبک بازیساز و خلاق هم خیلی تاثیرگذار هست که فقط پدری این توانایی داره.به نظرم دمبله و رافینیا باید یکی بازی کنه،رافینیا چون تو تیمهای بزرگ بازی نکرده هنوز برای این بازیها آماده نیست،دمبله امشب شبش نبود و هم کاملا مهار شده بود.وقتی هر دو بازیکن تو زمین هستن بارسا عملا یک پست وینگر از دست میده،هر دو وینگر راست خوبی هستن.ضمن اینکه برای بازی با بایرن بهتر بود از دمبله و یک وینگر فیزیکی تر مثل تورس استفاده میشد.
4-اول فصل گفتم که پاشنه آشیل بارسا در نقل و انتقالات خط هافبکش هست چون تمام بازی بارسا به خط هافبکش وابسته هست،امشب فقط پدری در حد بارسا بازی کرد و البته به جز گلزنی که بدشانس بود.بقیه معمولی بودن و در بعضی لحظات ضعیف بودن.دو سه روز پیش گفتم احتمالا ژاوی 343یا442بازی میکنه،چون نظرم بر این هست اگر قرار بر بازی با سه هافبک هست باید حداقل سه هافبک سوپراستار داشته باشیم که دوتا از اونها توانایی بازی باکس تو باکس داشته باشند.گاوی و پدری خوبن ولی وقتی خط حمله مهار شدست باید هافبک‌ها برای گلزنی اقدام کنن که پدری چند باری این کار کرد،ولی با جلو رفتن پدری و عقب موندن بوسکی یک حفره همیشه بین اینها وسط زمین خالی میموند که بایرن با یک تعویض در اول نیمه دوم کاملا از این موقعیت استفاده کرد و بازی به نفع خودش کرد.اگر قرار هست بوسکی تو بازیهای مهم ثابت باشه که ژاوی نشون داد همیشه ثابت هست باید با4هافبک بازی کنیم وگرنه همین داستان دوباره تکرار میشه.ضمن اینکه ما نیکو هم دادیم تحلیل چند چهارچوب زمانی رفت و از نظر نیمکت هم تو خط هافبک مشکل داریم،الان اگر پدری و گاوی مصدوم بشن کی قرار هست بازی کنه؟
5-از باخت سال قبل به بایرن تا باخت امسال تفاوتش در یک گل بود در حالیکه بارسا از نیم فصل قبل ده بازیکن خرید.وقتی ما میگیم بیشتر این بازیکنها در حد بارسا نیستن تو این بازیها معلوم میشه،من نظرم بر این بود بارسا باید در نهایت سالی سه تا بازیکن بخره ولی سوپر استار بخره،مثل کیمیش،کین،مانه و در کنار بازیکنهای لاماسیا یک تیم بزرگ بسازه.از اول فصل هم اعتقادم بر این بود فقط کونده،رافینیا(که هنوز کار داره) و لوا(اون هم نهایت در دو سال)به کار بارسا میان.بقیه نیمکت پرکن به حساب میان و در طول فصل میبینیم.مثلا آلونسو در تیم ملی ذخیره الباست.اگر قرار هست بیاد صرفا دفاع کنه و تو حمله مشارکتی نداشته باشه که اصلا به سبک تهاجمی بارسا نمی‌خوره.
6-این بازی تموم شد و بی انصافی هست اگر بگیم خیلی بد بازی کردیم و نهایتش این بود که بازی در حد مساوی باید تموم میشد، ولی هنوز بارسا از نظر روانی آماده بازیهای بزرگ و حساس نیست،امیدوارم بازی با اینتر ببریم،این حرفها رو زدم و مطمئنا ژاوی بیشتر از ما فوتبال می‌فهمه،من فقط خواستم چیزی که تو بازی بیشتر به چشمم اومد و اینجا با شما در میون بذارم و نظر من هم نظر یک تماشاگر فوتبال هست نه چیزی بیشتر.

دوست گرامی روماریو:
نظرتون در مورد لواندوفسکی و بوسکتس را باهاش کاملا موافقم.
اما خیلی ناامید کننده و مأیوسانه نوشتی کامنتت را.
اینقدرها هم که شما گفتی بد نبودیم.
نیمکت قوی و پر هم در طول فصل خودش را نشون خواهد داد. الان تازه اول راه.
این بازی انتقادی به تیم نبود جز شانس بایرن.
بایرن مونیخ فقط و فقط شانس آورد.
اگه ی کمی شانس باهامون یار بود نیمه اول راحت باید با اختلاف دو تا یا سه تا گل میرفتیم رختکن.
اونوقت بود که شیرازه بایرن از هم میپاشید و میشد مثل الکلاسیکو شب عید.
من بهت قول میدم با همین بازیکنها که شما خیلی هاشون را قابل نمیدونی این فصل حرفهای زیادی واسه گفتن داریم.
تازه اول ماجراست.

اقا خدایی حالتون خوبه ؟ سطح درکتون اینه که ما یه گل کم تر خوردیم ؟ یعنی الان بریم جلو رئال بازیو 2 - 1 ببریم پس معنیش اینه بازیکنای سال پیشمون بهتر بودن ؟
بعد عزیز من شرایط هر بازی فرق میکنه این همه طول تفسیر نداره یه باخت و یه بازی ، بارسا اگه به یه بازی باشه سال پیش دروازشو به رگبار بسته بود بایرن ، اجازه نفس کشیدن به ما ندادن ، ولی امسال پایاپای بازی کردیم و فقط چند دقیقه وا دادیم که از همونجا هم ضربه خوردیم ، قطعا تو بازی برگشت بازی بهتری به نمایش میذاریم تحلیل چند چهارچوب زمانی و تیم هم به نحو احسنت تقویت شده در همه خطوط .

. fan of
برادر من آخرش توضیح دادم که بد نبودیم و بی انصافی هست اگر بگیم بد بازی کردیم.ضمن اینکه نظر من در مورد خرید بازیکنهای جدید از اول فصل همین بود و فقط با این یک بازی نظر ندادم.در مورد شانس هم باید بگم که الان شانس هم جزیی از فوتبال هست،یعنی تیمهایی که از نظر روحی و روانی خوب آماده شده باشن از شانس هم خوب استفاده میکنن.رئال پارسال با همین خوش شانسی قهرمان شد . بعدها تو تاریخ نمینویسن این تیم با شانس قهرمان شد میگن رئال سالxقهرمان شد و تا به حال nتا قهرمانی داره.ضمن اینکه نظر همه برای من قابل احترامه وشما که جای خود داری.

دوست گرامی و عزیزم و هوادار اصیل و قدیمی کاربر روماریو:
شما میگی بد نبودیم. ولی من میگم خوب بودیم.
بازیکنهایی ای هم که این فصل گرفتیم همشون در طول فصل به کارمون خواهند اومد و فقط نیمکت پر کن نیستند مثل خیلی از بازیکنان فصل قبل.
بعدشم رعال و شانسش. و بارسا و بدشانسیش.
این از قدیم بوده و هست و خواهد بود. کاریشم نمیشه کرد. رعال بد هم باشه تحلیل چند چهارچوب زمانی با شانس موفقیت وجام کسب میکنه. اما ما باید عالی و فوق‌العاده باشیم تا موفقیت کسب کنیم.
اما شما تا بازی برگشت صبر کن ببین چطور در این بایرن می‌گذاریم.
در آخر هم بگم که شما عزیز مایی و خیلی دوستون داریم.
شبتون خوش

واقعا بیشتر اعضای این سایت خیلی باحالن با اینکه در تمام طول بازی تیم برتر میدان ما بودیم و اینکه تیم روبروییمون بایرن بود اونم توی آلیانز آرنا و در مفابل اونهمه طرفدار متعصبشون بازم میان از ژاوی انتقادای بیجا میکنن اگه لوا و پدری اون موقعیتارو گل میکردن و اگه پنالتی ب اون واضحی برامون گرفته میشد الان بجای انتقادای مسخره و ناامیدی همه داشتن از ژاوی و بچه ها تعریف و تمجید میکردن جالبترش اینه که بعضیا میان از گاوی و بوسکتس انتقاد میکنن با اینکه هیچ اشتباهی نداشتن و اتفاقا خیلی هم عالی بودن
کونده کریستنسن رافینیا( اولین بازیش توی لیگ قهرمانان اونم بایرن بوده) لوا و آلونسو تازه ب تیم اضاف شدن و هنوز اون هماهنگی لازم رو ندارن ولی با این وجود چندین موقعیت خطرناک جلو بایرن ایجاد کردیم و اگه بی دقتی پدری نبود دوتا گل هم زده بودیم اگه این پیشرفت نیست پس چی پیشرفته ؟ یادتون رفته دوفصل قبل حتی نمیتونستیم ب نیمه ی زمین حریف هم برسیم تازه این اول راهه و این باخت باعث میشه ژاوی و کادرش ضعفای تیمو بیشتر بشناسن و رفعشون کنن

احتمال ابطال آیین نامه واردات خودرو

سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، تاکید کرد: هدف اصلی قانون گذار از تصویب قانون واردات خودرو افزایش کیفیت و حمایت از مصرف کننده بوده و آئین نامه واردات خودرو نیز باید در راستای تحقق این هدف باشد.

احتمال ابطال آیین نامه واردات خودرو

روح الله عباسپور درباره آئین نامه نوشته شده برای واردات خودرو، بیان کرد: مجلس برای ساماندهی بازار خودرو، واردات را به تصویب رساند و انتظار داریم آئین نامه نوشته شده نیز اهداف قانون‌گذار را مد نظر قرار دهد و در چهارچوب قانون مصوب مجلس باشد، البته بنده هنوز این آئین نامه را مطالعه نکرده ام، اما اگر آیین نامه چهارچوب قانون مصوب مجلس را زیرپا بگذارد مجلس می تواند این آئین نامه را باطل کند.

سخنگوی کمیسیون صنایع مجلس شورای اسلامی، در ادامه با تاکید بر اینکه واردات خودرو جزو ضرورت‌هاست، اظهار کرد: برای اینکه یک رقابتی در صنعت خودرو در راستای ارتقای کیفیت شکل بگیرد و شاهد کاهش قیمت تمام شده خودرو و حمایت از مصرف کننده باشیم، واردات خودرو ضروری است و هدف اصلی قانون گذار از تصویب واردات خودرو همین موضوع است.

احتمال ابطال آیین‌نامه واردات خودرو/ راه حل مجلس برای کاهش قیمت ماشین

عباسپور در پایان تاکید کرد: ما در سال ۱۳۸۶ قانون حمایت از مصرف کننده خودرو را به تصویب رساندیم و قانون جدیدی که در مجلس برای ساماندهی بازار خودرو به تصویب رسیده است برای حمایت واقعی از مصرف کننده خودرو است. آئین نامه واردات خودرو نیز باید در چهارچوب قانون باشد در غیر این صورت قابل قبول نخواهد بود.

مصوبه واردات خودرو منتفی شد

۶ خودرو زیبای «کیا موتورز» دارای شرایط ورود به ایران

کراس اوور ۶۰۰ میلیونی هیوندای/ برهم زننده معادله مافیای خودرو خواهد بود؟

ماشین برقی چینی 450 میلیون تومانی با چهره کاملا متفاوت چقدر در بازار ایران شانس دارد؟

احتمال واردات خودرو از آذرماه

  • سایت رهبر معظم انقلاب
  • سایت دولت
  • رسانه فرهنگ و هنر
  • سایت پژواک پیام
  • سایه روشن
  • بلیط هواپیما
  • جایگاه ویژه
  • تعمیر کرکره برقی
  • تور مشهد
  • خرید بلیط هواپیما
  • تحلیل و قیمت طلا
  • دانلود سریال بی گناه
  • کلینیک زیبایی و جوانسازی
  • تور مشهد از شیراز
  • فروشگاه اینترنتی گوشی مبیت
  • تحلیل بیت کوین
  • وریفای بایننس
  • آداپتور صنعتی
  • خرید موتور سیکلت اقساطی
  • neuralink
  • وکیل پایه یک
  • هایک ویژن
  • قیمت میلگرد امروز
  • زیست جامع خیلی سبز
  • خرید و فروش بیت کوین
  • خرید بیت کوین
  • آموزش فارکس رایگان
  • رزین پرولایت کاتیونی
  • چاپ کلاه
  • خرید گل رز جاودان
  • خرید گیفت کارت پلی استیشن
  • نیوجرسی بتنی

سمبه خودرو سازان بسی پر زور است

واقعیت امر اینه که باید کسانی که توپشو دارن هر کاری رو به عهده بگیرن تا موفقیت کافی حاصل بشه. پس دوستان قبل کاندیداتوری از عدم پنچری اعضای ضروری اطمینان حاصل کنن. چون این عرصه گاو نر می خواهد و مرد کهن.

حال حالا باید خودروهای آشغال ایرانی با گرانترین مبلغ مصرف کنیم

بزک نمیر،بهار می آید. ننگ و نفرین با حکومت مردم فریب

احتمالا چند پارتی خودرو عده خاصی خریده بودند و وارد کردند،، حالا دیگه می‌خواهند به بالاترین قسمت بفروشند،، واردات را تعطیل می‌کنند،،

ماهم منتظر واردات خودرو به کشور هستیم
ممنون از مسئولین صمت. بابت واردات خودروهای ارزان قیمت

انشاالله که واردات انجام شود..وقیمت خودروهای داخلی هم کاهشی شوند

خب پیشنهاد میشود نهادهای حاکمیتی (دولتی، شهرداریها و..) احتمالا بجای رفتن دنبال کارهای اعمال قهریه در امور شخصیه مردم، به مسائل جاریه مملکت به پردازند.
نمونه اش همین معضل زباله گردها است.
باز تاکید میشود منظور برخورد قهری با زباله گردها نیست، بلکه ساماندهی و تغیر مسیر زندگی افراد گرفتار در این معضل به مسیر زندگی بهتر است:
1- اینکه زباله گردی باعث آسیب های اجتماعی و فرهنگی شده، و چهره ناخوشاینید به فضای شهری و حواشی و جاهای مختلف کشور میدهد. مردم حاشیه شهرها جنایت نکردند که هر روزه مجبور تحمل آسیب های اجتماعی و فرهنگی و بهداشتی از سوی اینها باشند و برچسب پایین شهری بخورند و ملک و زمینشان کم ارزش شود!
2- یکی از مغضلات زباله گردی ، مسئله بهداشت است. زباله گردها بینها (سطلهای بزرگ شهردرای برای زباله) را به هم و زباله های درون آنها بیرون میریزند و به شدت به محیط پیرامون منطقه آسیب میزنند. لازم به ذکر است از معدود کراهای خوب شهردرای همین گذاشتن بین‌های زباله است، اما زباله گردها نقض غرض میکنند.
زباله گردها زباله دست میزنند و با همان دست و لباس و کیسه های آلوده شان در محیط میچرخند و میروند فروشگاهها و خرید میکنند!، میروند داخل اتوبوسها!، به شدت عوامل بیماری پخش میکنند!
3- پیشنهاد میشود که فعالیتهای آنها محدود شود، رسیدگی شود اگر از روی بیکاری و فرودستی است برای آنها مستمری (اگر از کار افتاده اند) یا شغل آبرومندی فراهم شود. اگر تحت استثمار مافیایی هستند با استثمارگران برخورد شود و آنها نجات دهند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.