تقسیم حجم و نقدینگی


از آنجا که مدیران آینده بیشتر به وبلاگی برای داوطلبان کارشناسی ارشد مدیریت اختصاص یافته بود ، به یاری خدا بمنظور جلوگیری از عدم تجانس مطالب و پرداختن بیشتر به هر دو حوزه ، وبلاگ ایران فاینانس را با هدف پرداختن به ادبیات مالی و مباحث کاملا دانشگاهی متناسب با بازار پول و سرمایه کشور در حوزه تحلیل مالی ، ابزارهای فاینانس و سرمایه گذاری و مقالات این حوزه راه اندازی نمودم.
بدیهی است تلاش می شود با بهره گیری از غنی ترین منابع علمی در حوزه مدیریت مالی و سرمایه گذاری تازگی مطالب و جذابیت وبلاگ برای فرهیختگان مالی و اقتصادی کشور حفظ گردد.
یاری همه سروران ارجمند و دوستان فاضلم را برای غنا بخشی هر چه بیشتر به مطالب وبلاگ خواستارم.
روح اله صمدی، کارشناس ارشد مدیریت مالی دانشگاه شهید بهشتی

ایران فاینانس

برای بررسی بازار پول می باید ، تقاضا و عرضه پول را بررسی کنیم . در این قسمت به بررسی تقاضای پول ( M1 ) می پردازیم.

1- حجم پول در گردش و نقدینگی :

حجم پول در گردش ( M1 ) : یا به اختصار پول در اقتصاد برابر است با اسکناس و مسکوک در دست مردم به اضافه سپرده های دیداری (حساب جاری در بانک ها ) . بنابراین هرگاه در اقتصاد گفته می شود پول ، فقط اسکناس و سکه مدنظر نمی باشد، حسابهای جاری که برای آن دسته چک صادر می شود نیز جزء حجم پول است.

نقدینگی ( M2 ) : که گاهی به آن نقدینگی بخش خصوصی نیز می گویند(زیرا سپرده های دولت در آن محاسبه نمی شود.)برابر است با حجم پول به اضافه سپرده های پس انداز و مدتدار بخش خصوصی در بانکها. به سپرده های پس انداز و مدت دار ، شبه پول نیز گفته می شود ، بنابراین نقدینگی برابر است با پول بعلاوه شبه پول.

سپرده های مدت دار + سپرده های پس انداز + سپرده های جاری+ اسکناس و مسکوک = نقدینگی = ( M2 )

( M2 )شبه پول ( M1 )پول

افراد به دلایل و انگیزه های زیر پول تقاضا می کنند:

1- انگیزه معاملاتی: به دلیل اینکه زمان دریافت در آمد و مصرف یکی نمی باشد، افراد پول نگهداری می کنند تا معاملات روزمره خود را با آن انجام دهند.مثلا ما در اول ماه صد هزار تومان حقوق دریافت می کنیم ، اگر پیش بینی کنیم که هفتاد هزار تومان آنرا طی ماه خرج می کنیم ، پس هفتاد هزار تومان از درآمد خود را به شکل پول نگهداری می کنیم. البته شاید کسی بگوید بهتر است که همه درآمد خود را در حساب پس انداز یا مدتدار بگذاریم و یا سهام و اوراق قرضه بخریم و به اندازه نیاز روزانه به پول ، سهام ، اوراق قرضه و یا سایر اشکال داریی را به پول تبدیل کنیم تا از مزایای دارایی های درآمدزا نیز برخوردار شویم.که در اینکار نیز لازم است هزینه تبدیل دارائیها به پول در نظر گرفته شود.

مقدار پولی که برای انجام معاملات تقاضا می کنیم ، به تقاضای معاملاتی پول معروف است و تابعی از درآمد ملی در نظر گرفته می شود.

2- انگیزه احتیاطی : افراد و بنگاهها برای حوادث غیر قابل پیش بینی مقداری پول نگهداری می کنند. به مقدار پولی که برای این امور تقاضا می شود ، تقاضای احتیاطی پول گفته می شود.تقاضای معاملاتی و احتیاطی تابعی از درآمد ملی در نظر گرفته می شود و تابع آن را به شکل M(t)=KY می نویسیم که K نسبتی از درآمد ملی است که به صورت پول برای امور احتیاطی و معاملاتی نگهداری می شود.

3- انگیزه سفته بازی : کلاسیکها معتقد بودند که به جز دو دلیل و یا انگیزه فوق ، دلیل دیگری برای نگهداری پول وجود ندارد. استدلال آنها نیز این بود که وقتی افراد برای امور احتیاطی و معاملاتی مقداری از درآد خود را به صورت پول نگهداری می کنند ، مابقی آنرا تبدیل به داراییهای درآمدزا می نمایند و دلیلی برای نگهداری آن به شکل پول که یک نوع دارایی عقیم است ، وجود ندارد.

کینز با بحث خود نشان داد که علاوه بر انگیزه های فوق ، افراد به انگیزه سفته بازی نیز پول نگهداری می کنند.تقاضای سفته بازی برای پول با نرخ بهره رابطه معکوس دارد ، علت آن اینست که اگر نرخ بهره بالا باشد ، هزینه نگهداری پول نقد برای سفته بازی بالاست.نرخ بهره همان هزینه فرصت نگهدار یپول نقد است.

یعنی تقاضای پول تابعی از درآمد ملی و نرخ بهره است که رابطه تقاضای پول با درآمد ملی مثبت و با نرخ بهره منفی می باشد.

عرضه پول نیز همچون تقاضای پول تحت تاثیر عوامل مختلف است که برای سادگی فرض می شود متغیری برونزا است و توسط بانک مرکزی تعیین می شود .اما ما به طور خلاصه به عوامل تعیین کننده آن می پردازیم.

عرضه پول برابر است با پایه پولی ضربدر ضریب تکاثر پول

m : ضریب تکاثر پول

H : پایه پولی و M(s) عرضه پول

بنابراین عرضه پول در صورتی تغییر می یابد که H (پایه پولی) ویا m (ضریب تکاثر پول) تغییر نماید.

ابتدا به بررسی H می پردازیم:

پایه پولی( H ) که به پول پر قدرت نیز معروف می باشد ، برابر است با بدهی بانک مرکزی به بخشهای خصوصی (اسکناس و مسکوک در دست مردم) و بانکی (اسکناس و مسکوک نزد بانکها ، سپرده قانونی و آزاد بانکها نزد بانک مرکزی) ، با توجه به تعریف ترازنامه بانک مرکزی ، پایه یولی برابر است با حاصل جمع خالص داراییهای خارجی و داخلی این بانک.به عبارت دیگر پایه پولی را می توان وسیله پرداختی دانست که بانک مرکزی با استفاده از آن داراییهای مالی گوناگون خود خریداری می کند.

واما ضریب تکاثر پول برابر است با حجم تغییرات حجم پول ، تقسیم بر پایه پولی.

= dM/dH ضریب تکاثر پول

ضریب تکاثر پول را که با m نیز نشان می دهند ، به این مفهوم است که به ازای یک واحد تغییر درپایه پولی حجم پول چند واحد تغییر می کند. ضریب تکاثر پول در ساده ترین حالت برابرست با یک تقسیم بر نرخ ذخیره قانونی.در حالت واقعی تر ضریب تکاثر پول عبارتست از :

/Cu + rr + er (1 + Cu) = ضریب تکاثر پول

er ،نرخ ذخیره اضافی ، Cu نسبت اسکناس و مسکوک به سپرده دیداری ، rr نرخ ذخیره قانونی

فرمول فوق نشان می دهد که عرضه پول به H (که تقسیم حجم و نقدینگی به تصمیمات بانک مرکزی بستگی دارد) ، Cu (که به تصمیمات و رفتار مردم بستگی دارد که چه نسبتی از پول خود را به صورت سکه و اسکناس و چه مقدار را در حساب جاری نگهداری می کنند) ، rr (که به تصمیم بانک مرکزی بستگی دارد) و er (که به تصمیم بانکهای تجاری بستگی دارد) وابسته است.

بنابراین این تصور که حجم پول را فقط بانک مرکزی تعیین می کند اشتباه است ، اگر شما نیز پول خود را بیشتر به صورت اسکناس و سکه نگهداری کنید ، حجم پول را کاهش می دهید و یا اگر یک بانک تجاری ذخیره اضافی بیشتری نگهداری کند ، حجم پول را کاهش می دهد.

4- تعادل در بازار پول:

تعادل در بازار پول هنگامی برقرار است که عرضه و تقاضای پول با یکدیگر برابر باشد ، به عبارت دیگر مازاد و یا کمبود تقاضا و عرضه پول وجود نداشته باشد . در نومدار فوق ، تقاضای پول به ازای درآمد ملی برابر با Y1 رسم شده است و عرضه پول نیز به شکل برونزا در نظر گرفته شده است.

نقطه تعادل ، نقطه E1 است ، زیرا عرضه و تقاضای پول برابرست و نرخ بهره تعادلی برابر با r1 می باشد. اگر نرخ بهره بالاتر از r1 باشد ، مازاد عرضه پول و اگر کمتر از آن باشد ، مازاد تقاضای پول بوجود می آید. اگر در بازار پول مازاد تقاضا باشد ، باعث افزایش نرخ بهره می شود ، در نتیجه تقاضای سفته بازی کاهش می یابد ، کاهش تقاضای سفته بازی باعث کاهش تقاضای پول می شود ، تا عرضه و تقاضای پول برگردند. اگر کازاد عرضه پول نیز وجود داشته باشد ، نرخ بهره کاهش می یابد ، تقاضای سفته بازی افزایش و در نتیجه تقاضای پول نیز افزایش می یابد تا تعادل در بازار پول برقرار گردد.

از آنجا که مدیران آینده بیشتر به وبلاگی برای داوطلبان کارشناسی ارشد مدیریت اختصاص یافته بود ، به یاری خدا بمنظور جلوگیری از عدم تجانس مطالب و پرداختن بیشتر به هر دو حوزه ، وبلاگ ایران فاینانس را با هدف پرداختن به ادبیات مالی و مباحث کاملا دانشگاهی متناسب با بازار پول و سرمایه کشور در حوزه تحلیل مالی ، ابزارهای فاینانس و سرمایه گذاری و مقالات این حوزه راه اندازی نمودم.
بدیهی است تلاش می شود با بهره گیری از غنی ترین منابع علمی در حوزه مدیریت مالی و سرمایه گذاری تازگی مطالب و جذابیت وبلاگ برای فرهیختگان مالی و اقتصادی کشور حفظ گردد.
یاری همه سروران ارجمند و دوستان فاضلم را برای غنا بخشی هر چه بیشتر به مطالب وبلاگ خواستارم.
روح اله صمدی، کارشناس ارشد مدیریت مالی دانشگاه شهید بهشتی

چگونه ورود و خروج نقدینگی در تقسیم حجم و نقدینگی بورس را تشخیص دهیم؟

ورود و خروج نقدینگی در بورس

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازار سرمایه، ورود و خروج نقدینگی در بورس است، زیرا ورود نقدینگی به بازار سهام آن را با رونق همراه می‌سازد و خروج آن همواره با دوره‌های رکودی متعاقب آن همراه بوده است.

تشخیص ورود و خروج نقدینگی به بورس

تشخیص ورود نقدینگی به بورس یکی از راه‌کارهایی است که سرمایه‌گذار با استفاده از آن می‌توانند وارد بازار شوند و معامله کنند. یکی از مشکلاتی که سرمایه‌گذاران در بورس دارند این است که در یک‌زمان نامناسب اقدام به خرید سهم می‌کنند و این موجب می‌شوند باوجود اینکه شرایط تکنیکال و یا بنیادی سهم مناسب است ولی درنهایت قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند و سرمایه‌گذار هم متضرر می‌شود. به همین دلیل هم نیاز است یک سرمایه‌گذار ابتدا ورود نقدینگی به بورس را تشخیص دهد و سپس اقدام به معامله کند ولی در بازار سرمایه ایران بزرگ‌ترین ضعف بازار هم عدم دانش در این خصوص است. یک سرمایه‌گذار باید مؤلفه‌های ورود به بازار سرمایه را بداند و سپس اقدام به معامله کند. برای بررسی ورود نقدینگی به بورس باید در خصوص ارزش معاملات و ارتباط آن با ورود نقدینگی به بورس، ورود پول هوشمند به سم و درنهایت فیلتر ورود نقدینگی به سهم اطلاعاتی داشته باشید.

تشخیص ورود نقدینگی به بورس با ارزش معاملات

ورود نقدینگی به بورس می‌تواند همگام باارزش معاملات هم باشد. یکی از سیگنال‌هایی که تعیین می‌کند ورود نقدینگی به بازار سرمایه اتفاق افتاده است یا خیر ارزش معاملات روزانه بازار است. ارزش معاملات یک شرکت معمولاً از ضرب حجم معاملات روزانه سهم در قیمت آن به دست می‌آید. حال فرض کنید اگر این فرمول را برای کل شرکت‌هایی که در روز معامله می‌شوند محاسبه کنیم ارزش معاملات کل بازار به دست می‌آید. معمولاً و طبق تجربه در بازار سرمایه زمانی که ارزش معاملات خالص روزانه بازار یعنی ارزش کل معاملات منهای معاملات بلوکی بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان باشد می‌توان گفت بازار شادابی لازم را دارا است و فرصت مناسبی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد. البته بیان این جمله نشان‌دهنده این نیست که در روزهایی که بازار تا ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان معامله می‌کند برای سرمایه‌گذاری مناسب نیست بلکه در بازارهای باارزش معاملات پایین هم امکان نوسان گیری و خلق فرصت مناسب در بازار وجود دارد؛ اما زمانی که ارزش معاملات بازار بالا می‌رود این امکان برای همه فراهم می‌شود که از فرصت‌های موجود و خریدن سهم و کسب سود استفاده کنند.

ورود و خروج نقدینگی در بورس

پول هوشمند چیست؟

پول هوشمند اصطلاحی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی از آن برای توصیف جهت سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران کلان استفاده می‌کنند. پول هوشمند معمولاً توسط سرمایه‌گذاران بزرگ بازار به آن تزریق می‌شود و یا از آن خارج می‌شود و باعث جهت‌گیری دستوری بازار مذکور می‌شود. به‌عنوان‌مثال وقتی یک امیدواری بزرگ در بازار سرمایه شکل بگیرد، پول هوشمند زودتر از سهامداران عادی به بازار سرمایه یا سهمی خاص وارد می‌شود چرا که از سود احتمالی در آینده نزدیک، اطمینان دارد.

ورود و خروج نقدینگی در بورس

تشخیص ورود پول هوشمند به سهم

ورود پول هوشمند به سهم و تشخیص آن می‌تواند کمک زیادی به سرمایه‌گذار برای شناخت سهام و یا گروهی باشد که نقدینگی وارد آن شده است. شناسایی پول هوشمند یکی از روش‌هایی است که برخی از سرمایه‌گذاران برای تشخیص ورود نقدینگی به یک صنعت یا سهم از آن استفاده می‌کنند. ممکن است شنیده باشید که پول هوشمند وارد بورس شده و یا پول هوشمند وارد فلان صنعت شده است. پول هوشمند تحت یکی از شرایط زیر وارد بازار بورس می‌شود:

نشانه‌های ورود پول هوشمند به سهم

  • زمانی که وضعیت بازار نامساعد است و همه اظهار ناامیدی می‌کنند و به‌نوعی فشار فروش در سهم بالا است و تقاضایی برای سهام شرکت‌ها وجود ندارد آنجاست که پول هوشمند می‌تواند وارد بازار شود.
  • جایی که قیمت‌ها به پایین‌ترین حد خود رسیده و اصطلاحاً قیمت‌ها کف می‌باشند.

چگونگی ورود و خروج پول هوشمند به بازار بورس

به‌طورکلی می‌توان گفت هر بخشی از اقتصاد یک ناظر دارد و بعضاً ناظر نیز با توجه به شرایط موجود در بازار تصمیم به ورود یا خروج بخشی از نقدینگی یا همان پول هوشمند می‌گیرد. در این شرایط، سهامداران خرد پس از چند روز متوجه جریان ورود یا خروج پول هوشمند از بازار یا سهم خاص می‌شوند. در بازار سرمایه با ورود پول هوشمند می‌توان هدف‌گذاری جدید برای سهم موردنظر متصور بود. با افزایش این هیجانات و خریدهای بالای سهم، قیمت افزایش می‌یابد و درنتیجه سهم رشد زیادی را تجربه می‌کند. پس از گذشت مدتی که قیمت سهام افزایش یافت، سهامداران عمده با همان سرعتی که وارد بازار شده و قیمت سهم را افزایش داده‌اند، از سهم خارج‌شده و شروع به فروش سهام می‌کنند. بدین ترتیب پول هوشمند از سهم خارج می‌شود و قیمت آن به‌تدریج کاهش می‌یابد.

از آنجایی ‌که بسیاری از سهامداران از ورود و خروج پول هوشمند به سهم اطلاعی ندارند و ریزش‌های سهم را اصلاح تصور می‌کنند، انتظار رشد قیمتی پس از هر ریزش و اصلاح دارند اما ممکن است این اصلاح هرگز بازگشتی در پی نداشته باشد و سهامداران خرد متضرر می‌شوند و تقسیم حجم و نقدینگی زمان را در سرمایه‌گذاری خود ازدست‌داده و فرصت‌های سرمایه‌گذاری بهتر را از دست می‌دهند. بیشتر سهامداران خرد در قیمت‌های بالا سهام را خریداری کرده‌اند و ازآنجاکه نقدینگی و قیمت سهم روند نزولی پیداکرده، شانس خروج از سهم بسیار کم می‌شود. بدین‌صورت پول هوشمند قدرتمندتر شده و این چرخه را چندین بار تکرار می‌کند. لازم به ذکر است، ورود پول هوشمند به سهم یا بازار، پیوسته نیست و تشخیص آن برای سهامداران عادی دشوار است. معمولاً این اتفاق یک یا دو بار در سال رخ می‌دهد که موجب رشد سریع قیمت سهام می‌شود و سهامداران می‌بایست نسبت به خروج پول هوشمند و شناسایی سود، هوشیار باشند تا حاشیه سودشان دچار آسیب نشود. درمجموع می‌توان گفت:

پول هوشمند زمانی وارد بازار می‌شود که قیمت سهم در کف خود قرار دارد یا به پایین‌ترین حد خود رسیده و نسبت به سهم امیدواری وجود نداشته و تقاضایی برای خرید سهم تقسیم حجم و نقدینگی نیست. پول هوشمند به این دلیل وارد سهم می‌شود تا این عدم تقاضا را برطرف سازد. با ورود پول هوشمند، فشار فروش سهم کاهش‌یافته و قیمت سهم افزایش می‌یابد.

فیلتر ورود نقدینگی به بورس

گاهی اوقات می‌توان با استفاده از فیلترها در دیده‌بان بازار ورود نقدینگی به بورس را تشخیص داد. به همین جهت باید عواملی را که در ورود نقدینگی به بورس مؤثر است تشخیص داد و فیلترهای مربوط به آن را نوشته و در دیده‌بان بازار اجرا کرد. یکی از عواملی که می‌تواند ورود نقدینگی به سهم را مشخص کند حجم معاملات است که استفاده از آن می‌تواند کمک بسیاری به سرمایه‌گذار کند و با استفاده از آن سهامی که به‌یک‌باره حجم معاملات آن افزایش پیدا می‌کند را در فیلتر مشخص کرد. دستور زیر یکی از فیلترهای ورود نقدینگی به سهم را نشان می‌دهد:

فیلتر ورود نقدینگی به بورس

این فیلتر سهم هایی که حجم معاملات آن ها ۴ برابر میانگین حجم هفته گذشته است را نشان می‌دهد. این فیلتر می‌تواند معیاری جهت ورود پول به سهم باشد. به منظور استفاده از این فیلتر، کافی است آن را در بخش فیلتر سایت tsetmc تایپ کنید.

ورود و خروج نقدینگی در بورس

به خاطر داشته باشید که باید وضعیت تکنیکال و تابلو خوانی سهم را هم مدنظر داشته باشید تا با استفاده از آن قادر باشید سهامی که ورود نقدینگی در آن اتفاق افتاده است را تشخیص دهید و سپس اقدام به معامله کنید.

عوامل دیگر برای ورود و خروج نقدینگی در بورس

برای نقدینگی می‌توان معیارهای مختلفی را در نظر گرفت که اندیکاتورهای تکنیکالی و یا میزان مشارکت سرمایه‌گذاران حقیقی در بازار ازجمله آن‌ها هستند. ابتدا به یکی از مهم‌ترین معیارهای تکنیکالی نماینده نقدینگی، یعنی اوسیلاتور MFI یا شاخص جریان نقدینگی می‌پردازیم که نام دیگر آن RSI موزون شده با حجم است. مزیت این شاخص نسبت به RSI در اضافه شدن حجم به آن است، چراکه بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند که حجم معاملات از مهم‌ترین مؤلفه‌های تعیین‌کننده روند است. به لحاظ تئوریک افزایش مقدار این اوسیلاتور به معنای قدرت خرید ناشی از ورود نقدینگی و کاهش آن نیز نشانی احتمالی از قدرت فروش ناشی از خروج نقدینگی خواهد بود. البته MFI تنها یک معیار از ورود و خروج نقدینگی است و باید به معیارهای دیگری همچون وضعیت مؤلفه‌های بنیادی بازار ازجمله وضعیت بازارهای جهانی، نرخ ارز و حتی مسائل سیاسی نیز توجه داشت. روندها پراهمیت‌تر و معنادارتر از اندیکاتورها هستند و باید در کنار بررسی تکنیکال، مسئله بنیادی و وضعیت تابلوی نمادها و گروه‌های مهم بازار سهام را نیز در نظر گرفت.

حجم معاملات چیست و چگونه می‌توانیم از آن استفاده کنیم؟

تفاوت سرمایه‌گذاری و معامله‌گری

حجم معاملات (Trade Volume) مجموع تعداد قراردادها یا سهام‌های معامله شده در یک نماد معاملاتی است. حجم معاملاتی را می‌توان در هر نوع نماد و بازارهایی مثل بورس سهام، اوراق قرضه، قراردادهای آپشن، قراردادهای آتی و انواع کالاها به کار برد.

اصول پایه حجم معاملات

حجم معاملات در یک برهه زمانی خاص، مجموع تعداد سهام‌ها یا قراردادهای مبادله شده در یک نماد معاملاتی خاص را اندازه می‌گیرد، که شامل مجموع مقدار سهام‌های مبادله شده بین خریدار و فروشنده می‌شود.

زمانی که مبادلات به صورت فعالانه‌تر انجام می‌شوند، حجم معاملات بالاست و وقتی که مبادلات کمتری بین خریدار و فروشنده انجام می‌شود، حجم معاملاتی نیز پایین است.

هر صرافی در بازار، حجم معاملاتی خاص خود را دنبال می‌کند و اطلاعات مختص به خود را منتشر می‌کند. اطلاعات مربوط به حجم معاملاتی در هر روز، معمولا هر یک ساعت یک بار، تخمین زده می‌شوند و در انتهای هر روز نیز یک شکل کلی و یک اطلاعات منسجم از حجم معاملات آن روز منتشر می‌شود.

سرمایه گذاران همچنین می‌توانند مقدار تغییرات قیمت قرارداد را به عنوان جانشینی برای حجم معاملات دنبال کنند. در این روش، تغییرات قیمت خیلی سریع‌تر از حجم معاملات اتفاق می‌افتد.

این ابزار به سرمایه گذاران درباره میزان فعالیت و نقدینگی بازار می‌گوید. حجم معاملات بالا، نشان دهنده نقدینگی بالای یک نماد معاملاتی است؛ یعنی رابطه بهتر و فعال‌تری بین خریداران و فروشندگان وجود دارد.

وقتی که سرمایه گذاران درباره روند حرکتی در بازار سهام تردید دارند، حجم معاملات در قراردادهای آتی افزایش می‌یابد. این اغلب باعث می‌شود که قراردادهای آتی و آپشن آن سهام نیز فعال‌تر شوند.

در کل، در روزهای باز شدن بازارهای جهانی مثل فارکس (دوشنبه‌ها)، و روزهای بسته شدن بازار (جمعه‌ها) حجم معامله بالاتر است و در روزهای قبل از تعطیلات، معمولا پایین می‌آید.

امروزه، تریدرهای روزانه و شاخص‌های پول در بازار آمریکا، تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین استفاده کنندگان حجم معاملات شده‌اند.

طبق گفته‌های موسسه مالی و بانکداری JPMorgan‌ در سال ۲۰۱۷، سرمایه گذاران راکدی مثل ETFها (صندوق‌های قابل معامله) و حساب‌های سرمایه گذاری کمّی که معاملات الگوریتمی با سرعت بالا انجام می‌دهند، مسئول ۶۰ درصد از کل حجم معاملاتی بودند؛ در حالی که تریدرهای محتاط فاندامنتالی (تریدرهایی که فاکتورهای فاندامنتالی را قبل از سرمایه گذاری بر روی یک سهام ارزیابی می‌کنند)، تنها مسئول ۱۰ درصد از آن بودند.

تریدرها و حجم معاملات

حجم معاملات ارز دیجیتال بیت کوین تحلیل تکنیکال ترید اندیکاتور قراردادهای آتی قراردادهای آپشن

تریدرهای از عوامل مختلفی در تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. حجم معاملاتی یکی از آسان‌ترین فاکتورها برای ارزیابی بازار توسط تریدرهاست.

این ابزار، در طول بالا رفتن سریع قیمت یا پایین آمدن سریع آن، برای تریدرها اهمیت زیادی دارد، چون می‌توانند با استفاده از آن، معاملات خود را تشخیص و سازماندهی کنند.

همچنین حجم معاملات بالا که معمولا با تغییر روند قیمت همراه است، می‌تواند ارزش سهام مورد نظر تریدرها را تقویت کند.

سطوح مختلف حجم معاملات، می‌تواند به تریدرها کمک کند تا تصمیم گیری بهتری برای زمان ورود به بازار داشته باشند؛ تریدرها میانگین حجم معامله در طول روز را، هم برای معاملات کوتاه مدت و هم بلندمدت دنبال می‌کنند، تا بتوانند برای ورود به بازار تصمیم درستی بگیرند. همچنین آنها می‌توانند اندیکاتورهای تکنیکال دیگر را نیز با حجم معاملاتی تلفیق کنند.

نمونه‌ای ساده از حجم معاملات

فرض کنید که بازار شامل دو تریدر است؛ تریدر اول ۵۰۰ سهم از سهام اپل را می‌خرد و ۲۵۰ سهم از سهام آمازون را می‌فروشد. تریدر دوم نیز ۵۰۰ سهم از سهام تسلا را می‌خرد و ۲۵۰ تا از این سهم را به تریدر اول می‌فروشد.

کل حجم معاملات در بازار ۱۰۰۰ است (۵۰۰ سهم اپل + ۲۵۰ سهم آمازون + ۲۵۰ سهم تسلا).

استفاده از حجم معاملات برای بهبود معاملات

حجم معاملات ارز دیجیتال بیت کوین تحلیل تکنیکال ترید اندیکاتور قراردادهای آتی قراردادهای آپشن

حجم معاملات یک مقیاس است که نشان می‌دهد در یک دوره زمانی خاص، چه مقدار از یک دارایی معامله شده است. در بورس سهام، حجم معاملات به صورت تعداد سهم‌های خرید و فروش شده نمایش داده می‌شود و در قراردادهای آتی و آپشن نیز این حجم بر مبنای تعداد قرارداد دست به دست شده نشان داده می‌شود. خود حجم معاملات و دیگر اندیکاتورهایی که از دیتاهای حجم معاملاتی بهره می‌گیرند، معمولا در نمودارهای آنلاین استفاده می‌شوند.

هر از گاهی، نگاه کردن به الگوهای حجم معاملات، می‌تواند قدرت یک سهام یا ارز دیجیتال خاص را نشان دهد. در حقیقت، حجم معاملات نقش مهمی در تحلیل تکنیکال بازی می‌کند.

نکات مهم

  • حجم معاملات می‌تواند یک مقیاس خوب برای تشخیص قدرت بازار باشد. معمولا بازارهایی که دارای حجم معاملات بالایی هستند، روند قدرتمندتر و سالم‌تری دارند.
  • زمانی که در حجم معاملات بالا، بازار ریزش می‌کند، قدرت بازار در روند نزولی بیشتر می‌شود.
  • زمانی که قیمت در روند نزولی بالای بالاتر (Higher High) جدیدی را ثبت می‌کند، باید خیلی مراقب باشید! چون ممکن است روند صعودی شکل بگیرد.
  • اندیکاتورهای حجم موجود (OBV) و کلینگر (Klinger)، ابزارهایی هستند که بر مبنای حجم بازار کار می‌کنند.

اصول اولیه استفاده از حجم معاملات

وقتی که حجم معاملاتی را بررسی می‌کنید، معمولا اطلاعات از قبیل قدرت یا ضعف یک روند را به دست می‌آورید. به عنوان یک تریدر، ما تمایل بیشتری به همراهی با حرکات قوی‌تر داریم و در روندهای ضعیف نیز، ما به دنبال معکوس شدن روند می‌گردیم.

البته این دستورالعمل‌ها همیشه و برای تمام مسائل پاسخگو نیست؛ اما برای تصمیم‌گیری برای ورود به بازار، مناسب است.

۱. تایید روند

یک بازار رو به رشد (نزولی یا صعودی)، باید حجم معاملاتی بالایی داشته باشد. گاوها به افزایش حجم خریداران برای هل دادن قیمت به سمت بالا نیاز دارند؛ کاهش حجم معاملات در روند صعودی، می‌تواند نشانه کاهش جذابیت نماد مورد نظر و در نتیجه، معکوس شدن قیمت باشد.

این یک حقیقت واضح است که ریزش یا جهش قیمت با حجم معاملاتی کم، یک سیگنال خرید یا فروش ضعیف است. ریزش یا جهش قیمت با حجم بالا، سیگنال قوی‌تری ارائه می‌دهد که نشانه تغییر چیزی در آن نماد خاص است.

۲. اشباع حرکت و حجم معاملات

در یک بازار صعودی یا نزولی، ما می‌توانیم اشباع قیمت را ببینیم. اشباع‌ها، حرکات واضحی در قیمت هستند که با افزایش حجم معاملات ترکیب شده‌اند؛ آنها می‌توانند سیگنال‌هایی مبنی بر پتانسیل اتمام روند ارائه دهند.

تریدرهایی که بیشتر صبر کرده‌اند و از عدم دریافت سودهای بیشتر ترس دارند، خریداران را خسته می‌کنند؛ در نتیجه، بازار معکوس می‌شود.

زمانی که بازار نزولی است، نزول بیشتر قیمت تریدرها را تحت فشار قرار می‌دهد و این، بر روی نوسانات تاثیر می‌گذارد و حجم معاملات را افزایش می‌دهد. این نیز می‌تواند سیگنالی مبنی بر اتمام روند نزولی باشد.

۳. نشانه‌های صعودی

حجم معاملات می‎تواند در تشخیص نشانه‌های صعودی بازار مفید باشد. برای مثال،‌ فرض کنید که بر روی یک خط مقاومت که قیمت را پس می‌زند، حجم معاملات افزایش می‌یابد؛ در این حالت، قیمت نیز پس از یک اصلاح کوچک، افزایش پیدا می‌کند.

در یک روند نزولی، باید پایین پایین‌تر (Lower Low) ساخته شود؛ زمانی که این حرکت تمام شد، حجم معاملات کاهش می‌یابد، که این یک نشانه صعودی تلقی می‌شود.

۴. معکوس شدن قیمت

پس از یک حرکت بزرگ قیمتی (بالا یا پایین)، اگر قیمت شروع به بی‌روند یا رنج شدن (Range) با حجم معاملاتی بالا کرد، می‌تواند نشانه‌ای از معکوس شدن قیمت باشد.

۵. بریک اوت‌ها و فیک اوت‌ها

در بریک اوت اولیه از بازار بی روند و یا هر الگوی قیمتی دیگر، افزایش در حجم معاملاتی می‌تواند قدرت روند را بیشتر کند. کم بودن مقدار حجم معاملات، پس زدن قیمت در بریک اوت را نشان می‌دهد، که تقسیم حجم و نقدینگی به آن فیک اوت می‌گویند.

۶. تاریخ حجم معاملات

حجم معاملات باید مربوط به تاریخ اخیر باشد؛ مقایسه حجم معاملات امروز با ۵۰ سال قبل، اطلاعات اشتباهی به ما می‌دهد. هرچه تاریخ حجم معاملات جدیدتر باشد، امکان اتفاق مشابه بیشتر است.

حجم معاملات اغلب به عنوان یک اندیکاتور نقدینگی تلقی می‌شود. بازارهایی مثل بورس سهام که دارای نقدینگی بالایی هستند،‌ به عنوان یک استراتژی ترید کوتاه مدت در نظر گرفته می‌شوند؛ چون در قیمت‌های مختلف، خریداران و فروشندگان زیادی وجود دارند.

۳ اندیکاتور پرکاربرد برای حجم معاملات

حجم معاملات ارز دیجیتال بیت کوین تحلیل تکنیکال ترید اندیکاتور قراردادهای آتی قراردادهای آپشن

اندیکاتورهای حجم معاملات، فرمول‌های ریاضی هستند که به صورت مشترک در بیشتر پلتفرم‌های نموداری وجود دارند.

فرمول کارکرد هر اندیکاتور مقداری با اندیکاتورهای دیگر فرق دارد. تریدرها می‌توانند اندیکاتوری را انتخاب کنند که بهترین عملکرد را برایشان دارد.

استفاده از این اندیکاتورها الزامی نیست؛ اما آنها می‌توانند در تصمیم گیری درست شما را راهنمایی کنند. اندیکاتورهای زیادی برای حجم معاملاتی وجود دارند، اما ما ۳ اندیکاتور با عملکرد خوب را در اینجا بررسی می‌کنیم:

۱. اندیکاتور حجم موجود (OBV)

OBV یک اندیکاتور ساده اما مفید است. در این اندیکاتور، حجم معاملات زمانی افزایش می‌یابد که بازار به انتهای روند صعودی رسیده است. همچنین، حجم معاملات زمانی کاهش می‌یابد که قیمت به انتهای روند نزولی رسیده است.

OBV یک مجموعه از انباشت قیمت یا اشباع را نشان می‌دهد. همچنین می‌تواند واگرایی را نیز نشان دهد؛ مثل زمانی که قیمت بالا برود، اما حجم با نسبت آرامی شروع به رشد کند و یا حجم معاملات کم شود.

۲. اندیکاتور جریان پول چایکین (CMF)

افزایش قیمت باید با افزایش حجم همراه باشد. اندیکاتور CMF بر روی انبساط قیمت در زمانی که قیمت بالاتر از میانگین قیمتی کل روز قرار می‌گیرد، تمرکز دارد، سپس یک ارزش مطابق با قدرت این روند ارائه می‌کند.

اگر حجم معاملاتی در آن افزایش پیدا کند، قیمت نیز افزایش پیدا می‌کند و اگر حجم پایین باشد، قیمت نیز منفی خواهد بود.

CMF‌ می‌تواند به عنوان یک اندیکاتور کوتاه مدت استفاده شود، به این دلیل که نوسان می‌کند؛ اما بیشتر برای نشان دادن واگرایی کاربرد دارد.

۳. اسیلاتور کلینگر (Klinger Oscillator)

نوسان در پایین و بالای خط صفر، می‌تواند سیگنال‌هایی برای خرید و فروش ارائه کند.

اسیلاتور کلینگر انباشتگی قیمت را برای حجم خرید، و پراکندگی قیمت را برای حجم فروش در یک دوره زمانی خاص ارائه می‌دهد.

سخن آخر

حجم معاملاتی یک ابزار کاربردی برای تشخیص روند است. همانطور که می‌بینید، روش‌های زیادی برای استفاده از آن وجود دارد. اصلی‌ترین راه استفاده از آن، تشخیص قدرت یا ضعف بازار و بررسی تاییدیه روند یا معکوس شدن روند است.

اندیکاتورهای مبتنی بر حجم معاملات، برای تصمیم گیری درست برای ورود به بازار به تریدرها کمک می‌کنند.

البته حجم معاملاتی ابزار خیلی دقیقی برای ورود و خروج نیست و باید برای تشخیص این نقاط از رفتار قیمت (Price Action) نیز کمک گرفت.

نقدینگی و تورم، لزوم درک دقیق روابط اقتصادی

فرشاد پرویزیان

به تازگی چالش جذابی برخلاف رویه علمی حوزه اقتصاد پولی مطرح شده که کمبود نقدینگی در کشور را عامل تورم معرفی می‌کند! چندین دهه از کشف رابطه مقداری پول در اقتصاد گذشته است.

در این نظریه که به رابطه مقداری پول معروف است، گفته می‌شود: حجم کل نقدینگی ضرب در سرعت گردش آن در اقتصاد با ارزش پولی کل کالاها و خدمات تولید شده در اقتصاد برابر است.

حال برخی دوستان نسبتی با عنوان نقدینگی به تولید ناخالص داخلی را تعریف کرده و این نسبت را در اقتصادهای مختلف مقایسه کرده و می‌گویند در اقتصادهای با نرخ تورم پایین، این نسبت بزرگتر است، یعنی نقدینگی بیشتری وجود دارد. در این‌جا باید چندین نکته اساسی را بیان کنم:

۱-این رابطه به مفهوم تابع نیست بلکه صرفا به معنای اتحاد ریاضی یعنی برابری مقداری دو طرف اتحاد است که مقدار تولید، ناشی از مقیاس اقتصادی، در کوتاه مدت به راحتی قابل افزایش نیست، با افزایش نقدینگی در طرف راست رابطه، حفظ اتحاد، لاجرم منجر به تغییر سطح عمومی قیمت‌ها و یا همان تورم می‌شود.

۲-نکته استدلالی دیگر این‌که اگر حجم نقدینگی، زیاد و موجب تورم است، چرا بنگاه‌های اقتصادی، دچار کمبود نقدینگی و مشکلات سرمایه در گردش هستند و نتیجه می‌گیرند مشکل تورم ناشی از نقدینگی نیست.

در این‌جا باید توجه کرد خود نقدینگی موجود ایجاد تورم نمی‌کند، بلکه افزایش نقدینگی موجب تورم می‌شود. و نکته ظریف مستتر در این داستان، سرعت گردش پول است. ‌

۳-نگاه تکنیکال به رابطه مقداری پول از جهات متعددی قابل چالش است. فراموش نکنید مبنای زیرساختی تحلیل‌های تکنیکال مبتنی بر چند فرض اساسی از جمله رفتار عقلایی و کارایی بازارها یعنی بهره‌مندی همه فعالان از اطلاعات یکسان و نبود پدیده عدم تقارن اطلاعاتی و یا همان رانت اطلاعاتی است. شما نمی‌توانید در بازارهای غیرکارا با نادیده گرفتن این اصلی‌ترین فرض، با محاسبات عددی تکنیکال، توصیه سیاستی کنید.

۴- برخی با نگاهی شاید شبه تکنیکال رابطه مقداری پول را با نادیده گرفتن موضوع اتحاد، به صورت نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی بیان کرده و در مقایسه نسبی این مقدار در اقتصادهای مختلف نتیجه گرفته اند هرجا حجم نقدینگی بیشتر است، نرخ تورم پایین‌تر است و می‌گویند نقدینگی پایین موجب تورم است و نه نقدینگی بالا و لذا لزوم کنترل نقدینگی را به مکتب مخرب نئولیبرالی شیکاگو ارجاع می‌دهند.

بیایید به رابطه بیان شده توسط دوستان دقت کنیم، حجم نقدینگی تقسیم بر تولید ناخالص داخلی همان حجم نقدینگی بخش بر مقدار تولید ضرب در قیمت مقادیر تولیدی است.

این بازی با رابطه مقداری پول و در حقیقت رابطه صحیح به معنای محاسبه سرعت گردش پول است. دوستان شاید مفهوم پیچیده سرعت مبادلات در اقتصاد را نادیده گرفته اند که در ارتباط موثر با سازمان‌های پولی و مالی و کارکرد و کارایی و کارآمدی بازارهای مختلف است.

مقدار کل تولید نیز در اقتصاد صرفا یک عدد نیست و فناوری و درجه پیچیدگی در اقتصاد را درون خود مستتر دارد. در نظرگرفتن هم‌زمان نکات چندگانه فوق بیانگر این است که حجم نقدینگی که نه، بلکه تغییر آن؛ تقسیم حجم و نقدینگی موجب تورم یعنی تغییر سطح عمومی قیمت‌ها می‌شود و در اقتصادهای مورد بررسی دوستان که کمبود نقدینگی را عامل تورم دانسته اند بهتر است به این نکات و پیش فرض توجه شود.

البته در حوزه نظریه اقتصاد پولی باید گفت در جایی ممکن است حتی کاهش حجم نقدینگی (که البته رابطه تیلور یعنی برابری نرخ بهره اسمی با محموع نرخ بهره واقعی بعلاوه نرخ تورم نیز باید مورد نظر باشد) در شرایطی حسب میزان نرخ بهره واقعی و تناسب نرخ اسمی با نرخ تورم جاری، ممکن است به علت ناکامی بنگاه‌ها به نقدینگی مورد نیاز، خود موجب گرانی قیمت تمام شده پول و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصول یعنی بروز تورم و یا حتی بروز ابرتورم شود که در اینجا باید به مهمترین چالش اقتصاد کشور یعنی بیان شده یعنی جاری نبودن یک پارادایم مشخص در اقتصاد بر‌گردیم.

براستی کارکرد نرخ بهره در اقتصاد را دقت کرده ایم؟ اصلا فرمول را کنار بگذارید و منکر قانون تیلور شوید و نوعی رابطه نئولیبرالی بخوانیدش؛ آیا در شرایط تورم ۴۰ درصدی شما حاضرید تسهیلات دریافتی حتی با نرخ تسهیلات ۳۰ درصدی را به بانک بازگردانید؟ این یعنی ریسک بالای نقدینگی، منجمد شدن دارایی‌های بانکی و اجبار شبکه بانکی به سمت بنگاه داری به جای بانکداری، که اضافه کنید تسهیلات تکلیفی و اجباری را که دوباره موجب خلق نقدینگی و تقسیم حجم و نقدینگی ادامه جریان تورمی می‌شود. علاوه کنید روابط غیر شفاف و انواع رشوه و فساد را که بتواند از چنین شبکه بانکی وام‌های هزاران میلیاردی بگیرد و عوارض و تبعات اجتماعی این فساد را نیز تحلیل کنید.

یکبار بهتر نیست پارادیم مورد قبول خود را واضح و شفاف تعریف و بر اساس همان دیدگاه فرادستی، متغیرهای اقتصادی را به واقع علمی مدیریت کنیم؟ چنین دیدگاهی را قبول ندارید؟ علم ریاضی و آمار و اقتصادسنجی را که قبول دارید. به تحقیق تجربی پرداخته و سطح اطمینان تحلیل‌های خود را اثبات کنید.

۵-عده ای معتقدند مشکل در ناتوانی هدایت نقدینگی است. بپذیرید نقدینگی اصلا جایی نمی‌رود بلکه در شبکه بانکی فقط بر روی کاغذ از نام یک صاحب حساب به نام صاحب حساب دیگر سند می‌خورد. در این باره یادداشت‌های قبلی بنده کاملا بیانگر داستان و مشکل در نگاه مکانیکی به نقدینگی است. نقدینگی همواره نزد بانک است.

می‌گویید بانک‌ها باید نقدینگی را در اختیار بخش‌های تولیدی قرار دهند. پس چرا هدایت در همه این سال‌ها موجب بهبود تولید نشده است؟ شاید ایراد در این است که مفهوم نقدینگی را با سرمایه اشتباه گرفته ایم. مفهوم نقدینگی با سرمایه گذاری متفاوت است. همه مشاهدات تجربی آیا به طرز معناداری بیانگر تاثیر پول‌پاشی و یا هدایت پولی در بهبود اوضاع تولید بوده است؟ یکبار بپذیریم شبکه بانکی دچار نابسامانی و درگیر انواع ریسک‌های اقتصادکلان تقسیم حجم و نقدینگی است که لابی‌های گسترده دریافت وام نیز به این معضلات افزوده شده است.

۸-ممکن است این شیوه استدلال را در چارچوب مدل بهینه‌سازی ریاضی مورد استفاده نیوکلاسیک‌ها بدانند، آیا به شیوه اقتصاد اتریشی می‌توانید راه حل بیان کنید؟ آیا به شیوه اقتصاد مختلط با تاکید بر نقش مهم و بایسته دولت در موارد شکست بازار، راه حلی برای مشکلات موجود اقتصادی دارید؟ آیا می‌توانید نظام بانکی را بگونه ای اصلاح عملیاتی کنید که برمبنای نرخ بازدهی طرح‌ها و بانکداری به واقع اسلامی و نه صرفا عملیات بانکی بدون ربای فعلی در اقتصاد نقش آفرینی کند؟ به گمانم بهتر است گاهی دقت کنیم ممکن است برخی پامنبری‌هایمان هم ممکن است اندکی قدرت تحلیل داشته باشند و یک پاردایم را شفاف بپذیریم و به افراد و کارشناسان برچسب سیاسی نزنیم و همگی برای حل مشکلات اقتصادی کشور هم‌صدا و هم‌داستان تلاش کنیم.

درس نهم اقتصاد دهم علوم انسانی

مبادلات در جوامع ابتدایی به شکل پایاپای(تهاتری)انجام می گرفت.

معایب : موازنه این کالا ها کار دشواری بود، بسیاری از کالاهای مبادله شده فساد پذیر بودند، بعضی از این کالا ها به راحتی قابل حمل نبودند، گاهی اتفاق می‌افتاد که شخصی برای تامین نیازهایش مجبور بود چندین مبادله را انجام دهد.

به دنبال مشکلات مرحله قبل، بشر برای مبادلات خود، از کالاهایی با دوام و فاسد نشدنی و قابل تقسیم به تکه های کوچک و پر طرفدار استفاده کرد.

تاریخچه پول ومبادله
– کالاباکالا،پایاپای(تهاتر)
-کالا باکالای خاص(اولین پول مورداستفاده بشر)
– استفاده ازفلزات گرانبهای طلاونقر
-رسیدصرافان وتجار(اولین اسکناس مورداستفاده بشر)
– پول تحریری یاثبتی توسط دولت وبانک مرکزی
-پول الکترونیکی و مجازی

مشکلات مبادله پایاپای(تهاتری)

-عدم تمایل همزمان طرفین به مبادله(مثلافردی که مقداری گندم اضافی داشت ومی خواست آن رابابرنج معاوضه کندبایدفردی رامی یافت که برنج اضافی داشته باشدوحاضرباشدآن راباگندم معاوضه نماید.)
-مشکل سنجش ارزش(دراین شکل مبادله تعیین ومحاسبه قیمت هاوتبدیل آن هایه یکدیگر مشکل زابودودرمبادله افرادنمی
دانستندکه چه میزان ازکالاهااضافی خودرابدهندوچه میزان ازکالای موردنیازرادریافت کنند.)
-مشکل پس اندازوحفظ ارزش(اگرکالابرای مدتی طولانی پس اندازمی شدازبین می رفت وارزش خودش رازدست می داد.)

به دلیل مشکلاتی که مبادله پایاپای داشت، بشر برای مبادلات خود، از کالایی با دوام و فاسدنشدنی و قابل تقسیم به تکه های
کوچک و پرطرف دار استفاده کرد. البته در هر منطقه، کالایی خاص پرطرف دار بود.

مثلاً در ایران، غلات؛ در هندوستان، صدف؛ در تبت، چای و در روسیه، پوست سمور خواهان بیشتری داشت.

ساکنان این مناطق حاضر بودند کالاهای اضافی خود را با این کالاها معاوضه کنند؛ زیرا اطمینان داشتند که با دادن این کالاها می توانند کالاهای موردنیاز خود را دریافت کنند.

به این ترتیب، این نوع کالاها به عنوان اولین پول ، مورد استفاده قرار گرفت.

انتخاب فلزات گرانبهای طلاو نقره به عنوان پول، موجب گسترش تجارت در داخل کشورها و بین ملت ها شد و فعالیت هایی از قبیل دریانوردی و حمل و نقل را نیز رونق بخشید.

مزایای طلاونقره(پول فلزی) نسبت به کالای خاص

فسادناپذیر،حجم کمی دارد،حمل ونقل آن در مبادلات آسان تراست.

معایب و مشکلات طلاونقره(پول فلزی)

-میزان طلا و نقره محدود بودو با افزایش تجارت و مبادله، به پول بیشتری نیاز بود.
-درمبادلات باحجم زیاد،به دلیل سنگینی ووزن زیادوسیله مناسبی برای پرداخت نبود.

عده ای از بازرگانان در معاملات خود به جای پرداخت سکه های فلزی، رسیدی صادر می کردند که بیانگر بدهی آنان بود.

طرف مقابل هم براساس اعتمادی که داشت، این رسید را می پذیرفت. به تدریج، بازرگانانی که به یکدیگر اعتماد داشتند، این رسیدها را بین خود مبادله می کردند.

مردم برای در امان ماندن از خطرهای احتمالی و همچنین رهایی یافتن از حمل مسکوکات در معامله ها، پول های خود را به تجار یا صرافان معتبر می سپردند و در مقابل، رسید معتبر از آنان دریافت می کردند و در معاملات خود این رسیدها را به کار می گرفتند تا جایی که در دوران تمدن اسلامی ،کارگری در بلخ رسید صرافی اسلامبل(استانبول) را می گرفت.

معایب و مشکلات رسیدصرافان و تجار

بی مبالاتی یا سوء استفادۀ برخی صرافان از اعتماد مردم
تعداد زیاد انواع رسیدها و صرافی ها، که آشنایی و اعتبارسنجی آنها را برای مردم سخت کرده بود.

موجب شد تا دولت ها برای جلوگیری از بروز این گونه مشکلات به ناچار چاپ و انتشار اسکناس را بر عهده گیرند.
فکر سپردن نشر پول به یک بانک تجاری از اینجا شکل گرفت.

جلوگیری ازنقل و انتقال اسکناس هادرمبادلات

با گسترش ارتباطات، بانک ها فعالیت خود را گسترش دادند و نقل و انتقال اسکناس هم کم کم دشوار شد .در این میان یکی از خدماتی که بانک ها ارائه دادند، چک بود.

اقدام دیگربانک هابرای جلوگیری ازنقل وانتقال اسکناس ها،پول الکترونیکی قابل ثبت در کارت های بانکی و قابل انتقال در شبکه های ارتباطی بود.

چک پول تحریری یا ثبتي

از آتجایی افراد خودشان مبلغ چک را روی آن می نویسند، به آن چک پول تحریری یا ثبتي گفته می شود.

افزایش حجم و سرعت مبادلات و همراه شدن آن با انقلاب دیجیتال و الکترونیک، موجب شد تا بشر به دنبال روش های سریع تر و راحت تری باشد. در نتیجه امروز شاهدیم که پول الکترونیکی قابل ثبت در کارت های بانکی و قابل انتقال در شبکه های
ارتباطی، خرید و فروش و انتقال دارایی را بسیار آسان کرده است.

خصوصیت اعتباری پول های کاغذی، تحریری یا الکترونیکي

اطمینانی که مردم به ارزش پول در مبادلات دارند، پشتوانۀ پول به شمار می رود. زمانی که پول طلا و نقره رایج بود، پشتوانۀ پول همان طلا و نقرۀ موجود در خود پول بود. پشتوانه پول کاغذی پول های فلزی و شمش های طلا و جواهراتی بود که نزد صراف یا بانک بودامروزه پول های فلزی و کاغذی و تحریری و الکترونیکی که در دست افراد یا در حساب آنهاست ،پشتوانه‌ای جز قدرت اقتصادی کشور ندارد.

وظایف پول

افراد در مبادلات خود ،پول را می پذیرید؛ زیرا می دانندکه دیگران نیز هنگام فروش کالاها یا خدمات خود، آن را خواهند پذیرفت.

با پول می توان ارزش کالاها را مشخص کرد و سپس ارزش نسبی آنها را باهم سنجید. عملاً پول ،کار خرید و فروش کالاهای مختلف و تبدیل قیمت ها را به یکدیگر آسان می کند. هریک از کشورها دارای واحد ارزش خاص خود هستند؛ مثلاً واحد ارزش در اتحادیۀ اروپا یورو، در آمریکا دلار و در ایران تومان است.

پس انداز و حفظ ارزش

شما نیازهای گوناگونی دارید که با پرداخت پول، آنها را برطرف می کنید.بعضی نیازها هر روزه و بعضی در طول زمان پیش می آید و فرد همواره باید مقداری پول را برای رفع نیازهای آیندۀ خود نگهداری کند. علاوه بر هزینه های روزمره، برخی هزینه های غیرقابل پیش بینی نیز هست که در موقعیت های خاص پیش می آید.

پرداخت های آینده

در صورتی که پول بتواند حفظ ارزش کند، می تواند وسیلۀ مناسبی برای پرداخت آینده نیز باشد. این وظیفۀ پول در روزگار ما کاملاً محسوس است؛ زیرا بیشتر معاملات تجاری در مقابل پرداخت های آینده صورت می گیرد. خرید اقساطی و رد و بدل کردن حواله های بانکی نیز از همین نوع است.

نقدینگي

کل حجم پول موجود در کشور، نقدینگی آن کشور به شمار می رود.کل پولی را که به شکل اسکناس در دست مردم و یا به شکل سپرده در حساب های بانکی نگهداری می شود.

اقتصاددانان افزایش در سطح عمومی قیمت ها را تورم می گویند. هر گونه افزایشی در قیمت را نمی توان تورم دانست؛ نرخ تورم، درصد افزایش سالانۀ سطح عمومی قیمت هاست. اگر قیمت کالاها در امسال نسبت به سال قبل ۲۵ درصد افزایش یافته باشد؛ یعنی ما نسبت به سال قبل تورم ۲۵ درصدی داریم و این به معنای آن است که قدرت خرید پول ما ۲۵ درصد ۲ درصد کمتر از تقسیم حجم و نقدینگی سال قبل می توان کالا خریداری کاهش یافته؛ یعنی با یک مقدار مشخص پول (مثلاً ۵ هزار تومان) امسال ۵ کرد ،پس تورم نشان می دهد که قدرت خرید پول چقدر کاهش یافته است.

نرخ تورم

برای اندازه گیری تورم از شاخص قیمت مصرف کننده( cpi ) بهره می برند.

شاخص قیمت مصرف کننده

برای تشکیل شاخص قیمت مصرف کننده، دولت ها معمولاً یک سبد بازار یعنی بسته ای از کالاهای گوناگون را که عموم مصرف کنندگان احتمالاً خریداری می کنند در نظر می‌گیرند، سپس دولت هزینۀ این سبد بازار را در طول زمان رصد می کند.

اگر قیمت این سبد در طی یک دورۀ مشخص، ۱۵ درصد افزایش داشت، cpi نیز ۱۵ درصد افزایش دارد. سبد بازار طیف وسیعی از کالاها را شامل انواع مواد غذایی، ماشین، لباس، خدمات تفریحی و … پوشش می دهد.

عدد ۱۰ به ما می گوید که از سال قبل تاکنون، ۱۰ درصد شاخص قیمت مصرف کننده رشد داشته است و یا به عبارت دیگر، ما نسبت به سال قبل، تورمی معادل ۱۵ درصد داشته‌ایم.

وقتی افزایش در سطح قیمت ها، بی‌رویه، پرنوسان و مداوم باشد، با تورم زیان بار روبه رو هستیم.

درس نهم اقتصاد دهم علوم انسانی

پیامدهای تورم درجامعه

– تورم بر رفاه مردم و امنیت اقتصادی آنها اثر منفی دارد.
– تورم موجب می شود فضای کسب و کار بی ثبات شود و تولیدکنندگان و بازرگانان نتوانند پیش بینی درستی از آیندۀ قیمتها در بازار داشته باشند.
– تولید و خرید و فروش کالاها با مشکلات زیادی روبه رو خواهد شد.
– مصرف کنندگان کالاها و خدمات نیز، با کاهش قدرت خرید پولشان مواجه می شوند و این بر رفاه آنها اثر منفی خواهد گذاشت.

علت ایجاد تورم

گاهی علت تورم، نابرابری عرضه و تقاضای کل در اقتصاد است. این فزونی تقاضا بر عرضه، به صورت افزایش قیمت ها بروز می کند.
تصور کنید که برای خرید خودرو وارد بازار شده اید، اما خودرو به اندازۀ تقاضاکنندگان وجود ندارد و بازار با مازاد تقاضا مواجه است.

دراین صورت تنهاعده محدودی ازتقاضاکنندگان که حاضرباشندقیمت بالاتری برای خودروبپردازندصاحب خودروخواهندشدواین امرمنجربه افزایش قیمت خودروخواهد شد
– تورم می تواند علت دیگری هم داشته باشد.اگر افزایش نقدینگی در کشور با افزایش تولید هماهنگ نباشد، می تواند سبب تورم شود.

در کشور ما، افزایش درآمدهای نفتی هرچندگاهی به افزایش ظرفیت های تولیدی کمک می کند؛ اما باعث رشد درآمدهای اقتصادی و رشد حجم نقدینگی در کشور می شود که تورم زا است.
نوسانات نرخ ارز نیز بر ارزش پول ملی ما اثر منفی می گذارد و منجر به کاهش قدرت خرید پول ملی و در پی آن منجر به تورم می شود.

درس نهم اقتصاد دهم علوم انسانی

راه حل برای نابرابری عرضه و تقاضا

افزایش عرضه کالاها

افزایش ظرفیتهای تولیدی
افزایش واردات

راه حل برای عدم هماهنگی افزایش نقدینگی با تولیددرجامعه

کنترل میزان نقدینگی

کاهش نقدینگی درگردش(تورم)

افزایش نقدینگی درگردش(رکود)

دولت به دو روش می تواند عرضه را افزایش دهد؛ روش اول آن است که ظرفیت های تولیدی را افزایش دهد؛ اما از آنجا که این روش معمولاً زمان بر است، دولت ها ترجیح می دهند از طریق افزایش واردات، بازار را تنظیم کنند.

در کشور ما، افزایش درآمدهای نفتی هرچندگاهی به افزایش ظرفیت های تولیدی کمک می کند؛ اما باعث رشد درآمدهای اقتصادی و رشد حجم نقدینگی در کشور می شود که تورم زا است.

سیاست های پولي

درس نهم اقتصاد دهم علوم انسانی

سیاست های پولي به چند شکل انجام مي شود؛
-کاهش نقدینگی در گردش؛
-افزایش نقدینگی در گردش.

سیاست پولی کاهش نقدینگی درگردش به سیاست پولی انقباضی مشهور است

به سیاست پولی افزایش نقدینگی درگردش سیاست پولی انبساطی می گویند.

زمانی که اقتصادکشوردچارتورم می شود،برای پیشگیری ازافزایش قیمت هایاکاهش سرعت آن،بانک مرکزی سیاست کاهش نقدینگی یاهمان کاهش حجم پول در گردش را به کار می گیرد.

بانک مرکزی ازطریق سیاست بازارباز( فروش اوراق مشارکت) باعث کاهش نقدینگي درجامعه ميشود در این روش بانک مرکزی می‌تواند با فروش اوراق مشارکت به طور مستقیم از مقدار نقدینگی در دست مردم بکاهد.

بانک مرکزی با خرید اوراق مشارکت، می تواند نقدینگی بیشتری به جامعه تزریق کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.