نظم در معامله گری


روند دوست شماست، پس با توجه به روندها معامله کنید. به‌عبارت‌دیگر با بازار مبارزه نکنید، فقط با آن جلو بروید.

مارک داگلاس کیست؟ معرفی کتاب‌ها و رمزهای موفقیت او

مارک داگلاس به عنوان یکی از مهم‌ترین افراد حوزه روانشناسی بازار های مالی شناخته می‌شود. یکی از مهم‌ترین اساس‌های فعالیت در بازارهای مالی نحوه کنترل هیجانات ذهنی و روانشناسی معامله گری است. مارک داگلاس در کتاب‌های خود تلاش کرده است تا بتواند ذهن معامله گران را برای فعالیت و موفقیت در بازارهای مالی آماده کند. در این مطلب قصد داریم تا با زندگی نامه مارک داگلاس و فعالیت‌های او آشنا شویم. همچنین با اصل‌های مهم روانشناسی بازارهای مالی از نظر مارک داگلاس آشنا شده و می‌آموزیم چگونه با کمک ذهن خود، به موفقیت در معاملات دست یابیم.

زندگینامه مارک داگلاس

مارک داگلاس (Mark Douglas) مدیرعامل شرکت «Trading Behavior Dynamics» است. داگلاس نویسنده کتاب‌های "معامله‌گری در ناحیه" (Trading in the Zone) و "معامله‌گر منضبط " (The Disciplined Trader) می‌باشد. هدف او از نوشتن این کتاب‌ها، کمک به معامله‌گران بازارهای مالی برای دستیابی به نظم در حوزه روانشناسی معامله‌گری جهت کسب موفقیت‌های بیشتر در معاملات می‌باشد. مارک داگلاس از دانشگاه ایالتی میشیگان در رشته‌های علوم سیاسی و ارتباطات اجتماعی فارغ‌التحصیل شده است.

علاقه مارک داگلاس به معامله‌گری از انتهای دهه 70 میلادی آغاز شد و این علاقه سبب شد تا داگلاس موقعیت شغلی مناسب خود، در شرکت بیمه را رها کند. او از درآمد بسیار بالا و مزایایی که شرکت بیمه در اختیار او می‌گذاشت، (برای مثال هر ساله یک خودروی پورشه به او هدیه می‌شد) چشم پوشی کرد تا در حوزه معامله گری و بازارهای مالی فعالیت کند. پس از استعفا از کار قبلی خود، مارک داگلاس شروع به یادگیری کرد و توانست به عنوان کارگزار شرکت مریل لینچ (Merrill Lynch) در هیئت مدیره معاملات شیکاگو فعالیت کند.

mark-and-wife.jpg

پس از پیگیری‌های او برای کسب مجوز جهت فعالیت به عنوان کارگزار، تلاش‌های مارک داگلاس نتیجه داد و مهم‌ترین قسمت زندگی او آغاز شد. مارک داگلاس پس از چندین سال فعالیت در حرفه‌ی کارگزاری و مشاهده فعالیت سایر کارگزاری‌ های فعال در بازارهای مالی، متوجه شد که بسیاری از کارگزارها هیچ گونه تصوری از جهت حرکت بازار در آینده ندارند و صرفاً تلاش می‌کنند تا نظر خود را تحمیل کنند. آن‌ها به دنبال جذب مشتری‌های بیشتر و ترغیب آن‌ها به معامله و فعالیت در بازار بودند.

پس از مشاهده رفتار معامله گران و کارگزاران، سؤالات بسیاری ذهن مارک داگلاس را به خود مشغول کرد و او به این نتیجه رسید که پیش بینی جهت حرکت بازار، بسیار دشوارتر از آنچه که افراد در خصوص آن بحث می‌کنند، می‌باشد. همچنین متوجه شد بیشتر افراد صرفاً امیدوارند که بازار در جهت موردنظر آن ها حرکت کند و هیچ‌گونه پیش بینی از جهت بازار ندارند. این تفکر او سبب شد تا مارک داگلاس با خود متعهد شود که قبل از معامله، در حین معامله و پس از خروج از معامله، اقدام به نوشتن تمام افکار و تحلیل‌های خود کند. این نوشته‌ها، اولین جرقه برای نوشتن کتاب معامله‌گر منضبط را در ذهن او زد.

شش اصل اساسی در معاملات مارک داگلاس

1. "شکاف سود" را با موارد درست پر کنید

مارک داگلاس در کتاب‌ها و سمینارهای خود اغلب به چیزی اشاره می‌کند که آن را "شکاف سود" می‌نامد. آنچه او در مورد آن صحبت می‌کند اساساً تفاوت یا "شکاف" بین سود قابل انتظاری است که می‌توانید با استفاده از روش معاملاتی خود و عملکرد خود به دست آورید. معامله گران اغلب با امیدواری بسیار زیاد، یادگیری و استفاده از یک روش معاملاتی را آغاز می‌کنند. آنها می‌خواهند درآمدی کسب کنند که بتوانند به آن اعتماد کنند و از معاملات خود نتایج مطلوبی بگیرند.

با این حال، این نتایج تنها در صورتی امکان‌پذیر است که شما یک روش مؤثر با نظم و انعطاف را دنبال کنید که اکثر مردم به سادگی از آن چشم پوشی کرده و در نتیجه، "شکاف سود" که مارک به آن اشاره می‌کند را تجربه می‌کنند. نکته کلیدی که آقای داگلاس در مورد این شکاف سود بیان می‌کند، این است که معامله گران معمولاً سعی می‌کنند خلأ معاملاتی خود را با کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار، تغییر روش‌ها، صرف وقت بیشتر در پشت رایانه خود، پر کنند.

با این حال، آنچه که آنها واقعاً باید یاد بگیرند بیشتر در مورد روان‌شناسی فردی خودشان و نحوه تعامل آنها با بازار است. اساساً آن‌ها باید "مهارت‌های ذهنی مناسب" را به دست آورند تا روش خود را آن‌طور که باید اجرا کنند و بیشترین سود را به دست آورند تا "شکاف سود" را پر کنند.

2. برنده شدن و یک تاجر برنده بودن دو چیز متفاوت هستند

هرکسی، و منظور من به معنای واقعی کلمه هر کسی، حتی یک کودک 5 ساله، می‌تواند خود را در یک معامله پیروز ببیند. برای پیروز شدن در یک معامله هیچ نیازی به مهارت ندارید و می‌توانید با کمک شانس یک معامله‌ی برنده داشته باشید. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که پنل معاملاتی خود را باز کرده و چند دکمه را فشار دهید و اگر خوش شانس باشید، می‌توانید در مدت زمان کوتاهی درآمد زیادی کسب کنید.

در نتیجه موارد فوق، طبیعی است که معامله گری که هنوز مهارت معاملاتی کسب نکرده است، جهش حاصل از ذهنیت "پیروزی آسان است" را به دست آورد و گمان کند "تأمین هزینه‌های زندگی از این طریق خیلی سخت‌تر نخواهد بود." به همین ترتیب فعالیت بسیاری از معامله گران آغاز می‌شود. نیازی به گفتن نیست که این افراد با همان سرعتی که ثروت خود را به دست آورده‌اند، چه بسا با سرعتی بیشتر، آن را از دست می‌دهند.

یک معامله گر برنده مهارت‌های ذهنی برای درک و استفاده از این واقعیت را دارد که هر معامله‌ای که انجام می‌دهد، یک نتیجه کاملاً تصادفی دارد. به عبارت دیگر، آنها تا زمان پایان معامله نمی‌توانند نتیجه آن را بدانند. معامله گران برنده از این موضوع آگاه هستند. آن‌ها می‌دانند که باید با این تفکر و دیدگاه در بازار معامله کنند و تمام وسوسه‌ها و احساساتی را که در طی هر معامله‌ای ایجاد می‌شود، نادیده بگیرند. آن‌ها قادر به انجام این کار هستند چون نگاه خود را بر روی تصویر بزرگ‌تر متمرکز می‌کنند. تصویر بزرگ‌تر، این واقعیت است که اگر آنها روش خود را بدون وقفه و بارها و بارها و بارها در مدت زمان طولانی در معاملات اجرا کنند، به سود بالایی دست پیدا می‌کنند؛ بنابراین، دیگر یک معامله برنده را با اینکه یک تاجر برنده هستید اشتباه نکنید. این موضوع تله‌ای بسیار آسان برای گیر افتادن در آن است.

3. الگوهای تکنیکال قیمت به‌گونه‌ای طراحی نشده‌اند که به ما بگویند "در آینده" چه اتفاقی خواهد افتاد

روش‌های تحلیل تکنیکال از هر نوع، برای این نیستند که به ما بگویند بازار در حرکت بعدی چه خواهد کرد. همان‌طور که داگلاس می‌گوید، آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا احتمال موفقیت را در یک سری معاملات به نفع خود تغییر دهیم. برخی از پیامدهای عمیق روان‌شناختی همراه با این واقعیت است. در نتیجه هر سیگنال خاصی، منحصر به فرد و تصادفی است. هیچ راهی برای دانستن حرکات بازار پیش از اینکه اتفاق بیفتند، وجود ندارد. به عبارت دیگر، ماهیت معاملات تصادفی است. داگلاس به توصیف چیزی می‌پردازد که درک آن ممکن است در ابتدا کمی دشوار باشد، اما اگر می‌خواهید در بازارهای مالی معاملات مداوم انجام دهید، درک این موضوع برای شما مهم است.

4. به احتمال زیاد فکر کنید، نه به یقین

شاید نکته مشهور مارک داگلاس برای تغییر در ذهنیت معامله گران این است که شما باید یاد بگیرید که در قالب احتمالات فکر کنید. ما کمی پیش‌تر در این خصوص بحث کردیم، اما بسیار مهم است که درک کنیم یک توزیع تصادفی برد و باخت در تمام معاملات وجود دارد. معامله گرانی که فکر کردن به صورت احتمالی را می‌آموزند، برخلاف آن دسته از معامله گرانی که یاد نگرفته‌اند به صورت احتمالی فکر کنند، فشار روانی را تجربه نمی‌کنند. زیرا می‌دانند در تمام معاملات خود برنده نیستند. یادگیری فکر کردن احتمالی سبب می‌شود انتظارات شما از معاملات آزاد شود، زیرا شما بر روی نتایج حاصل از کل معاملات متمرکز شده‌اید، نه نتیجه‌ی یک معامله‌ی خاص.

5. ذهن من باید آزاد باشد

برای انجام معاملات بدون ایجاد خطاهای ذهنی، باید از این تصور که "این معامله یک معامله برنده خواهد بود" آزاد باشید. یک معامله گر معمولی انتظار دارد "این معامله" باید یک معامله ی برنده باشد. اگر بخواهید پول ثابتی به دست آورید، نمی‌توانید به این روش فکر کنید. هنگامی که انتظار دارید در هر معامله برنده شوید، از نظر عاطفی به آن وابسته می‌شوید. در حالی که همان‌طور که باید بدانید، این معامله به تنهایی مهم نیست، بلکه مجموعه معاملات و توانایی شما در نظم و انضباط نسبت به این مجموعه است که مهم می‌باشد.

6. من باید طرز فکرم در مورد رفتار بازار را تغییر دهم: مثل یک حرفه‌ای فکر کنم

یک معامله گر حرفه‌ای با خود فکر نمی‌کند "آیا این معامله نتیجه می‌دهد؟ " وقتی معاملات بالقوه‌ای وجود دارد. زیرا آنها وجود مؤلفه‌های انسانی را که اساساً تصادفی است، درک می‌کنند (همان‌طور که در بالا بحث شد). آنچه که او درباره آن فکر می‌کند ریسک است: "تا کجا حاضر هستم اجازه دهم که این معامله بر خلاف من پیش رود؟ قبل از اینکه ببینم آیا معامله گران دیگری قصد ورود دارند"؟ فکر کردن به نتیجه معامله و سود ده بودن آن را متوقف کنید و به جای آن به فکر ریسک و جایی که از آن خارج می‌شوید، باشید.

معرفی بهترین کتاب‌های مارک داگلاس

مارک داگلاس با دو کتاب خود توانست شهرت بسیاری کسب کند و حتی یکی از کتاب‌های او جوایز متعددی را دریافت کرد.

mark-douglas-books-1.jpg

1-کتاب معامله‌گری در ناحیه:

بازار را با اعتماد به نفس، نظم و یک ذهنیت برنده رام کنید. (Trading in the Zone: Master the Market with Confidence, Discipline, and a Winning Attitude)

مارک داگلاس در این کتاب سعی کرده است تا دلایل اساسی عدم انسجام در معاملات را کشف کند و به معامله گران کمک کند تا بر ذهنیت‌های عمیق و اشتباهی که سبب زیان آن‌ها می‌شود، غلبه کنند. او با استفاده از مهم‌ترین قواعد معامله گری سعی می‌کند تا واقعیت‌های بازار را به خوانندگان کتاب نشان دهد و به آن‌ها آموزش دهد تا مفهوم واقعی ریسک را درک کنند. در ادامه مارک داگلاس می‌خواهد این ذهنیت که بازار کاملاً بر اساس احتمالات حرکت می‌کند واین حدس و گمان‌ها هستند که بر بازار حاکم‌اند را، به خوانندگان کتاب منتقل کند.

2-کتاب معامله‌گر منضبط (منظم):

ایجاد نگرش برنده (The Disciplined Trader: Developing Winning Attitudes)، یکی از اولین کتاب‌هایی که به ماهیت روان‌شناختی چگونگی فکر بازرگانان موفق می‌پردازد، معامله گر منضبط است. در این کار متفاوت که در سال 1990 منتشر شد - داگلاس به این سؤال پاسخ می‌دهد: چرا اکثر معامله گران نمی‌توانند سهام و ثروت خود را به صورت پیوسته افزایش دهند و سپس آن را حفظ کنند؟

این کتاب خواننده را به نتیجه گیری عملی و منحصر به فرد می‌رساند که در خصوص تغییر هرگونه ذهنیت محدودکننده مفید است. معامله گر از طریق کتاب اقدام به طی کردن یک مسیر به صورت گام به گام می‌کند و شروع به درک این موضوع می‌کند که فکرهایش ممکن است توانایی سودآوری و موفقیت در معامله گری را محدود کنند.

کتاب معامله گر منضبط برای افرادی که تازه وارد بازار می‌شوند یا معامله گرانی که دوباره در بازارها بازمی گردند و حتی معامله گران باسابقه‌ای که به نظر نمی‌رسد بتوانند سودآوری خود را از یک سقف معین بیشتر کنند، حیاتی است.

خواننده این کتاب متوجه خواهد شد که بازار، بر خلاف هر زمینه شغلی دیگر، بدون ساختار است. سه مرحله لازم برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق را یاد می‌گیرد. می‌آموزید که چگونه افکارتان، نحوه درک بازارها را مدیریت می‌کنند و می‌آموزید که چگونه با محیط‌های همیشه در حال تغییر بازار سازگار شوید. داگلاس به معامله گران کمک می‌کند تا از طریق یک رویکرد سیستماتیک برای ایجاد، القا و حفظ ذهنیت یک معامله گر موفق، ترس از باخت را خنثی کنند و به ذهنیت برنده دست یابند.

کتاب معامله‌ گری مخالف ‌تحلیل‌ گری

تحلیل‌ گری و معامله‌ گری بازار سرمایه شغلی بسیار جذاب و پول ساز است. اما رسیدن به سطحی که بتوانید استقلال و ثروت یک معامله گر حرفه‌ای را داشته باشید راه طولانی و سختی در پیش دارید. خواندن این کتاب مسیر را برای شما بسیار کوتاه تر خواهد کرد.

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

سفری کوتاه به مطالب کتاب

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

در فصل اول ، به شما ثابت می‌کنم تمام روش‌هایی که تابه‌حال شناخته­ اید، غیر از ورشکستگی برای شما هدیه‌ای به ارمغان نخواهند آورد و در ادامه روش price action بومی‌شده با بازارهای ایران را معرفی می‌کنم.

در فصل دوم به‌صورت بسیار حرفه‌ای به مدیریت سرمایه در معاملات می‌پردازم که ضامن بقای شما در مسیر تبدیل‌شدن به معامله‌گر حرفه‌ای است و نیز ثابت می‌کنم با یک مدیریت سرمایه حرفه‌ای روز باخت دارید ولی هرگز روز ورشکستگی نخواهید داشت.

در فصل سوم، به مدیریت ریسک می‌پردازم. در این فصل ابتدا روش‌های کلاسیکِ چارت خوانی را به شما معرفی می‌کنم و مدیریت ریسک را از بعد شرایط بازیگران بازار، موقعیت روند و حجم معاملات، بررسی می‌کنم.

در فصل چهارم ، به شناخت بازیگران بازار می‌پردازم و نشان می‌دهم روش‌های کلاسیک، کارایی معنی‌داری برای معامله‌گر ندارند و طبق شناخت بازیگران بازار روش داینامیک (روش میداس‌سرمایه) را معرفی می‌کنم.

در فصل پنجم ، به ساخت سیستمی معاملاتی می‌پردازم که برگرفته از روش، مدیریت سرمایه، مدیریت ریسک و شناخت بازیگران بازار است.

در فصل ششم ، به روانشناسی معامله گری می‌پردازم و مواردی را برای شما شفاف خواهم کرد که چالش بسیاری از معامله گران شکست‌خورده است؛ که اگر این موارد برای آن‌ها هم شفاف می‌شد، هرگز ورشکسته نمی‌شدند.

این کتاب انقلابی در معامله‌گری است؛ تا جایی که مطالب آن را در هیچ کتابی پیدا نخواهید کرد؛ زیرا تمام مطالب این کتاب برگرفته از تجربه شخصی من در طول دوران کاری­ ام درزمینه معامله‌گری، تحلیل گری و مشاوره سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی است.

من به شما توصیه می‌کنم کتاب را چندین بار و در چند بازه زمانی نسبتاً طولانی بخوانید.به شما قول می‌دهم در هر بار مطالعه، موارد بیشتری را درک می‌کنید و هر بار از مطالب جدیدی که در هنگام معاملات واقعی خود با آن مواجه شده­اید، شگفت‌زده خواهید شد؛ زیرا مطالب این کتاب را باید در بازار واقعی درک کنید؛ به‌طوری‌که امکان دارد نکته‌ای را در این کتاب خوانده باشید ولی به دلیل اینکه فرصت تجربه آن را در بازار واقعی نداشته­اید از آن راحت گذر کرده‌اید، ولی شاید همان نکته تنها راه نجات شما باشد.

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

کتاب معامله‌ گری مخالف ‌تحلیل‌ گری برای چه کسانی نوشته‌شده است

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

  • عاشق معامله‌گری هستند.
  • به هر دلیلی نتوانسته‌اند به نتایج مطلوب خود دست یابند و ضررهای سنگینی کرده­اند، چه از بعد مالی، چه زمانی و چه روحی.
  • از رفتن به کلاس‌ها و دوره‌های گوناگون خسته شده‌اند.
  • از آزمودن روش‌ها و ابزارهای گوناگون به ستوه آمده‌اند.
  • تصمیم خود را گرفته‌اند که با این کار به آرزوهای خود تحقق بخشند.
  • می‌خواهند از خود انسان بهتری بسازند.

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

این کتاب برای چه کسانی نوشته‌نشده است

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

  • برای کسانی که عاشق معامله‌گری نیستند.
  • هیچ اطلاعاتی از بازارهای مالی و شغل معامله‌گری ندارند.
  • این کار را نوعی تفریح می‌پندارند، نه یک تجارت.
  • کسانی که پذیرش قبول اشتباه خود را ندارند و به هر دلیل حاضر نیستند تفکرات اشتباه خود را عوض کنند حتی به قیمت ورشکسته شدن.
  • کسانی که اعتقادی به شنیدن تجارب افراد حرفه‌ای ندارند.
  • کسانی که رؤیای ثروتمند شدن ندارند.

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

چرا من خود را شایسته می‌دانم که این مطالب را برای شما بنویسم

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

من در طی یک دهه، سیستم‌های بسیار زیادی را، برگرفته از سبک‌ها و ابزارهای متفاوت تکنیکالی و فاندمنتالی، خلق کرده و طبق آن با حجم سرمایه بالا در بازار واقعی معامله کرده‌ام. در چند سال اول به سیستم شخصی خودم دست‌یافتم که خروجی آن عملکرد من را ثابت می‌کند و نتایج آن در وب‌سایت ما قابل‌مشاهده است. ( میداس سرمایه )از وقتی‌ به کار تدریس در این حوزه علاقه‌مند شدم، به معامله­ گران زیادی مشاوره داده‌ام که زیان ­ده بوده یا از عملکرد فعلی خود راضی نبوده‌اند. پس از مدتی، تجربه به من ثابت کرد که عمده مشکلات این افراد حول چند محور اصلی می‌چرخد که به شرح زیر است:

  1. بازار مناسبی را برای معامله کردن انتخاب نکرده‌اند.
  2. روشی شخصی برای خود خلق نکرده‌اند.
  3. مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه مناسبی ندارند.
  4. روانشناسی قوی در معامله‌ گری ندارند.
  5. بیشتر به دنبال سوددهی زیاد و کوتاه‌مدت هستند تا درآمد مستمر و پایدار.
  6. سطح انتظار مشخصی از سوددهی در بازار ندارند.
  7. انتظاراتی نامعقول و غیرواقعی از معامله‌ گری دارند.

با توجه به شناخت من از بازارهای مالی و درک مشکلات بنیادین معامله‌گرانی که در این مسیر به هر دلیلی شکست‌خورده‌اند، توانستم به افراد زیادی در این راه کمک کنم و آن‌ها را به بلوغ معامله‌ گری و مالی برسانم. به همین دلیل خود را شایسته می­دانم که تجربیاتم را از طریق این کتاب در اختیار شما قرار دهم.

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

چرا این کتاب را نوشتم؟

آموزش سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و بورس

من در چند سالِ ابتدای کارم هزینه فرصت و هزینه مالی بسیار زیادی را متحمل شده‌ام و امیدوارم با نوشتن این کتاب، شمارا از گرفتار شدن در سراب­های معامله‌گری بازدارم؛ اتفاقی که برای بیشتر افرادی که در این حوزه گام برمی‌دارند می‌افتد. من به شما قول می‌دهم با خواندن این کتاب، بهایی که من پرداخته‌ام را شما نخواهید پرداخت و برای تبدیل‌شدن به یک معامله‌گر حرفه‌ای، مسیر هموارتری خواهید داشت. در اکثر کتاب‌ها و آموزشگاه‌های بورسی، با آموزش روش‌های تکنیکال و فاندمنتال به دانشجو القا می‌کنند که او یک تحلیل‌گر و معامله‌گر حرفه‌ای است و او را در دریای بازارهای مالی رها کرده و توهمات زیر را در ذهن وی ایجاد می‌کنند: تفاوت بورس و فرابورس چیست؟ و عرضه اولیه سهام این مقاله را بخوانید.

  • کار فعلی خود را ترک می‌کند.
  • آینده خود را بر اساس موفقیت سریع در بازارهای مالی برنامه‌ریزی می‌کند.
  • از خود انتظار خروجی یک معامله‌گر حرفه‌ای باسابقه را دارد.نظم در معامله گری
  • مسیر درست معامله‌گری را پله‌پله طی نمی‌کند.

و نتیجه این توهمات، موارد زیر است:

  • معاملات زیان­ده و مخارج شخصی، تمام سرمایه‌شان را به آتش می‌کشد.
  • زندگی شخصی و خانوادگی آن‌ها دچار مشکل می‌شود.
  • از بازارهای مالی اخراج شده و هرگز معامله‌گر حرفه‌ای نمی‌شوند.

دانشجویی که با امیدی فراوان، برای رسیدن به آرزوهای خود وارد دنیای معامله ­گری شده، خیلی زود با ناامیدی و نفرت فراوان، بازارهای مالی را ترک می‌کند.

اکثر کتاب‌ها و آموزشگاه‌ها، بر اساس ابزارهای تکنیکالی، سبک‌های تکنیکال و تفکرات فاندمنتالی که بیش از ۷۰ سال پیش خلق‌شده و اینک هیچ‌گونه برتری به معامله‌گر نمی‌دهند، روشی معرفی می‌کنند و نهایتاً با ارائه پلن مدیریت ریسک و سرمایه ‌ای که به‌احتمال بسیار بالا با هر بازاری سازگاری ندارد، آموزش‌های خود را به پایان می‌رسانند و معامله‌گر را در دریای خروشان بازارهای مالی رها می‌کنند.

در این کتاب به شما ثابت می‌کنم که باید بر اساس شناخت بازیگران هر بازار روشی کارا خلق کرد و بعد آن را به سبک‌های متفاوتی درگذشته بازار به‌دفعات چک کرد و بر اساس کارنامه کاری به‌دست‌آمده، یک مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه حرفه‌ای طراحی کرد.

درنهایت نیز با یک روانشناسی قوی به آن‌ها وفادار ماند. تازه در این مرحله معامله­گر می­تواند با سرمایه کامل خود وارد بازارهای مالی شود. تجربه نزدیک به یک دهه در بازارهای مالی به من ثابت کرد که توجه به شناخت بازیگران بازار می‌تواند معامله‌گر را به درجه حرفه‌ای بودن برساند، امری که هیچ کتاب و آموزشگاهی به آن توجه نمی‌کنند.

چطور احساسات را از معامله‌گری حذف کنیم؟

معامله‌گری در بورس و تاثیر احساسات شخصی بر آن چگونه است؟در مقاله قبل پیرامون ترس در معاملات مطالبی را ارایه کردیم در این مقاله قصد داریم به توضیح کاملی بر احساساتی که یک معامله گر در بورس داردبپردازیم. واقعیت این است که تنها ۱۰ درصد معامله گران در بورس به‌عنوان یک شغل به این حرفه تکیه می‌کنند وزندگی خود را با آن می‌گذرانند و تنها ۵ درصد معامله گران در بورس می‌توانند پول زیادی به دست آورند.

مطمِینا هرکسی به‌طور اتفاقی و گه گاه معامله خوبی را انجام داده است. اما در درازمدت، اوراق بهادار و حساب‌هایشان بدون تغییر یا حتی به سمت صفر میل می‌کند. دلایل بسیاری برای این امر وجود دارد، ازجمله زمان‌بندی بد و نامناسب، مدیریت ریسک و پول ضعیف، فقدان نظم معاملاتی، انتظارات غیرواقعی نظیر یک‌شبه پولدار شدن و عدم علم کافی. مطمینا همه ما نظم در معامله گری چنین شرایطی را تجربه کرده‌ایم. معامله‌ای را انجام داده و سود کرده‌ایم قبل از اینکه بدانیم در مسیر برد قرارگرفته‌ایم.

در اینجاست که فکر می‌کنید استاد شده‌اید و می‌توانید هرگونه شرایط در بازار را به نفع خود تغییر دهید. فکر می کنید می توانید بر مشکلات غلبه کنید ازاین‌رو به مسیر پیروزی خود ادامه می‌دهید.

این امر کاملاً قابل‌درک است، به این دلیل که این احساسی طبیعی در انسان است که واکنشی مثبت پس از پیروزی نشان دهد؛ اما همه ما در سوی دیگر قضیه نیز بوده‌ایم. هنگامی‌که وارد معامله‌ای در بورس می‌شوید که آن‌طور که می‌خواهید پیش نمی‌رود. درنهایت پس از چند مرتبه سقوط بازار، بازهم در معامله باقی ماندید. فقط به این امید که شرایط به نفع شما تغییر کند ولی چنین اتفاقی نمی‌افتد و معامله را با ضرر بزرگی می‌بندید. در این مرحله عصبانی و ناامید خواهید شد و پولتان را می‌خواهید؛ بنابراین به چرخه احساسات در معامله گری در بورس برمی‌گردیم که رابطه‌ی بین احساسات و قضاوت‌های ما را توضیح می‌دهد.

معامله‌گری سرگرمی نیست!

ازآنجایی‌که معامله‌گری در بورس یک کسب‌وکار (تجارت) است، باید به‌صورت یک سرمایه‌گذاری تجاری جدی به آن نگاه کنیم و نه یک سرگرمی. بنابراین، بایستی آن را از زندگی شخصی‌مان جدا کنیم. احساسات در معامله گری در بورس جایی ندارد و تنها جای تصمیمات دقیق و برنامه‌ریزی‌شده است. احساساتمان فرآیند تصمیم‌گیری را برای معامله گری مختل می‌کند. اغلب اوقات باعث ایجاد تصمیمات ضعیف که منجر به خسارت می‌شود،می گردد.

موفقیت یا شکست در دنیای کسب‌وکار می‌توانند بهترین و بدترین احساسات را به همراه داشته باشند. تفکر روشن، نظم و انضباط، غریزه و مهارت، به‌خصوص در دنیای معامله‌گری در بورس ضروری و الزامی‌اند؛ بنابراین بایستی احساساتمان تحت کنترل باشند.

معامله‌گری در بورس مطالعه رفتار توده جامعه است:

بازار نتیجه رفتار جمعی انسانی است. این نمایشی کامل و قابل‌اندازه‌گیری از خوش‌بینی و ترس جمعی است. حرکت بازار، حرکت روانشناسی جمعی است. بسیاری از معامله گران در بورس به این خاطر که تشخیص نمی‌دهند نگاه کردن به یک چارت بازاری همانند نگاه کردن به روانشناسی جمعی شرکت‌کنندگان در آن است، ضرر می‌کنند. به همین دلیل معامله گران حرفه‌ای تأکید زیادی بر مطالعه قیمت و روابط حجمی که به آن‌ها در معامله‌گری‌شان در بورس کمک می‌کنند، دارند.

در اینجا قانون طلایی معامله‌گری در بورس ارائه می‌شود:

روند دوست شماست، پس با توجه به روندها معامله کنید. به‌عبارت‌دیگر با بازار مبارزه نکنید، فقط با آن جلو بروید.

حذف قسمت عاطفی و احساسی، کلید موفقیت است:

با گفتن این جمله، می‌خواهم در مورد بخش عاطفی معامله‌گری در بورس که به نظرم کلید تبدیل‌شدن به یک معامله‌گر تهذیب شده، به‌عنوان قدم اول در معامله‌گری، بحث کنم. برای رسیدن به این موفقیت باید یاد بگیرید چگونه احساساتتان را کنترل و یا حذف کنید. اگر موفق به درک روانشناسی انسانی شده‌اید و اینکه چه چیزی به تصمیم‌گیری در خریدوفروش انگیزه می‌دهد و یا بهتر است بگوییم در تصمیم‌گیری اثرگذار است، قادر خواهید بود که خود را در موقعیتی جلوتر از اقدام قرار دهید.

به‌این‌ترتیب می‌توانید تنظیمات معامله‌گری سودآور در بورس را پیش‌بینی کنید. چهار احساسی که معامله گران در بورس از آن‌ها رنج می‌برند عبارت‌اند از: ترس، امید، حرص و پشیمانی. باید بتوانید این احساسات را در خود سرکوب کنید تا به موفقیت برسید.

بزرگ‌ترین اشتباهی که یک معامله‌گردر بورس می‌تواند انجام دهد این است که اجازه دهد احساساتش تصمیمات مربوط به معاملاتش را کنترل کند. تجربه ضررهای متوالی بسیار ازلحاظ احساسی دشوار است و می‌تواند استقامت و انعطاف‌پذیری معامله‌گر در بورس را تست کند. ترس و طمع، یا تلاش در شکست بازار، می‌تواند منجر به کاهش معاملات برد و از کنترل خارج شدن معاملات باخت شود. به یاد داشته باشید، نبرد واقعی بین شما و بازار نیست، بلکه در یادگیری نحوه کنترل احساسات شدید است.

فراموش نکنید که درک اینکه همه اقدامات قیمتی ابزارها، کاملاً وابسته به واکنش‌های احساسی شرکت‌کنندگان مختلف بازار است، بسیار مهم است. بدون احساسات، نظم در معامله گری قیمت‌ها ثابت می‌شوند. ازآنجایی‌که مردم کاتالیزورهای اصلی حرکات بازار هستند.

قیمت پادشاه است!

من کتاب‌های زیادی را مطالعه کرده و در سمینارهای زیادی نیز شرکت کرده‌ام که در همه‌ی آن‌ها در پایان به حضار گفته می‌شد که کنترل احساسات و داشتن نظم و انضباط در معامله، اجزای اساسی موفقیت برای معامله گری در بورس می‌باشند، اما هیچ‌کس به شما نمی‌گوید که چگونه این کنترل احساسی و نظم شخصی را در حین معامله در بورس به دست آورید. هنگامی‌که به حرفه معامله‌گری ابتدایی خودم فکر می‌کنم، زمانی را به یاد می‌آورم که به‌طور پیوسته روش معاملاتی خودم را برای به دست آوردن نتایج بهتر، تغییر می‌دادم.

اما صرف‌نظر از اینکه از چه شاخص فنی یا سیستم معاملاتی در بورس استفاده می‌کردم، همیشه نتیجه مشابهی به دست می‌آوردم: ضرر! مهم نبود که چه‌کار کرده بودم. مجبور بودم که مشکل اصلی را حل کنم و آن در ذهن من بود؛ بنابراین، مجبورشدم احساساتم را در برخورد با بازار کنترل کنم. همان‌طور که قبلاً اشاره کردم، قیمت پادشاه است! از زمانی که توجه بیشتری به حرکات قیمت می‌کنم، معاملات برد متوالی بیشتری را داشته‌ام.

چطور احساسات را از معامله‌گری در بورس حذف کنیم؟

زمانی که بازار را تجزیه‌وتحلیل می‌کنید، اولین چیزی که باید از دیدگاه فنی انجام داد، شناسایی روند بازار و تعیین سطوح حمایت و مقاومت است. چگونه این کار را انجام دهیم؟ با کشیدن خط روند. من فرصت دیدار با برخی از معامله‌گرانی که تنها با یک نگاه به بازار، خطوط روند را می‌کشند، یافته‌ام. این روش مورد تأییدی نیست و اگر چنین عادتی دارید، بهتر است که آن را کنار بگذارید. چرا؟

به این خاطر که شما بایستی قوانین سخت‌گیرانه‌ای داشته باشید و این قوانین معامله شمارا راحت‌تر و به‌دور از احساسات می‌کند. به‌طورکلی، قوانین و احساسات حساب‌های معاملاتی ما را خراب می‌کنند؛ بنابراین، احساسات کمتر به معنی فرصت‌های بیشتر برای کسب نتایج بهتر است. این نتیجه، ما را به تئوری من می‌رساند که بنده از طریق تجارب معاملاتی خودم کشف کرده‌ام. تئوری این است که با سنجش احساسات دربرگیرنده بازار یا یک ابزار خاص و همچنین داشتن قوانین ثابت، می‌توانید در حین معامله‌گری در بورس احساساتتان را کنترل و حتی حذف نمایید.

خطوط روندی که به شناسایی روند بازار و تعیین سطوح حمایت و مقاومت کمک می‌کنند، ابزار اولیه‌ای هستند که من برای سنجش احساسات محصورکننده کل بازار یا یک ابزار به کار می‌برم؛ اما این راز به سطوح حمایت و مقاومتی که کلیدهای درک معتبرترین خطوط یا روندها هستند می‌انجامد. سطوح حمایتی و مقاومتی به‌طور عمده‌ توسط احساسات معامله گران در بورس شکل‌گرفته‌اند.

بنابراین، من شرکت‌کنندگان در بازار را با کشیدن یک خط روند بر روی ابزار خاصی که هرلحظه می‌تواند یک سهم باشد، شناسایی می کنم. سپس بر اساس اعتبار خطوط روند، متشکل از خطوط حمایتی و مقاومتی تعیین می‌کنم چه زمانی سطح بعدی شرکت‌کنندگان بازار، خریدوفروش خواهند کرد.

قصد دارم که توضیح دهم سطوح مقاومتی و حمایتی چه هستند .همچنین اصول اولیه اینکه چطور این سطوح را بر روی یک نمودار پیدا می‌کنیم را نشان خواهم داد. این روش منحصربه‌فرد به شما نشان خواهد داد که کدام قیمت‌ها برای جلوگیری از بالا رفتن یا پس زدن قبل از اینکه تغییر کنند، مناسب هستند و کدام‌یک بیشترین اعتبار رادارند. این واقعاً رویکردی منحصربه‌فرد است که من آن را دوست دارم، به این خاطر که هیچ احساساتی در آن دخیل نیست و فقط واکنش داریم.

سطوح حمایتی و مقاومتی

سطوح حمایتی و مقاومتی به‌طور عمده توسط احساسات معامله گران در بورس شکل می‌گیرند و این همان‌جایی است که نیروهای عرضه و تقاضا باهم برخورد می‌کنند. این سطوح جایی هستند که شما واقعاً نبرد بین خریداران (گاوها) و فروشندگان (خرس‌ها) را می‌توانید ببینید. نزاع مداوم بین گاو و خرس، که در نزدیکی سطوح حمایتی و مقاومتی، اتفاق می‌افتد، چیزی است که معامله‌گری در بورس را به یک مطالعه جذاب از قوانین اصولی عرضه و تقاضا تبدیل می‌کند. بسیاری از معامله گران در بورس به این سطوح نگاه می‌کنند تا نقاط خروجی و ورودی را برای معاملاتشان بسنجند. این سطوح را می‌توان با استفاده از ابزارهای تحلیل فنی، مانند خطوط روند صعودی و نزولی یا با استفاده از روش‌های پیشرفته‌تری مانند درصدهای تصحیح فیبوناچی، کشید.

یک سطح حمایتی زمانی که قیمت به دنبال یافتن حمایت در جهت ممانعت از کاهش بیشتر قیمت، است ایجاد می‌شود. این بدان معناست که قیمت به‌احتمال‌زیاد از این سطح ترقی می‌کند تا اینکه بشکند. بااین‌حال، هنگامی‌که قیمت این سطح را شکست، این احتمال وجود دارد که همچنان کاهش پیدا کند تا جایی که سطح حمایتی بعدی را پیدا کند.

یک سطح مقاومتی، عکس سطح حمایتی است و زمانی است که قیمت به دنبال یافتن مقاومت در جهت جلوگیری از بالا رفتن بیشتر، است. این بدان معناست که احتمال زیاد قیمت از این سطح ترقی می‌کند تا اینکه آن را بشکند. بااین‌حال زمانی که قیمت این سطح را می‌شکند، احتمالاً همچنان به بالا رفتن ادامه می‌دهد تا زمانی که سطح مقاومتی بعدی را پیدا کند.

رویکرد معامله‌گری در بورس

در رویکرد معامله‌گری خودم، ابتدا با تعیین جهت کلی بازار به‌وسیله یک خط روند شروع به اجرای روش تحلیل فنی بر روی یک ابزار خاص کردم. از آن به بعد، سطوح مقاومتی و حمایتی روانی یک ابزار را در ارتباط با بالا و پایین‌ها یا نوسانات درونی، شناسایی می‌کنم. برای انجام این کار از یک چارچوب زمانی بالاتر مانند یک چارچوب هفتگی در مقابل روزانه، استفاده می‌کنم. سطوح روان‌شناختی، زمانی رخ می‌دهد که قیمت‌ها به صفرهای چندگانه ختم شوند. معامله گران به دلایل مختلف به‌سوی چنین قیمت‌های روان‌شناختی جذب می‌شوند.اگر سطحی درگذشته به‌عنوان سطح مقاومتی یا پشتیبانی کارکرده، ممکن است معامله‌گر فرض کند که دوباره سطح مقاومتی یا حمایتی محکمی را در آینده فراهم خواهد کرد،

سپس به یک چارچوب زمانی کمتر مثلاً روزانه تغییر می‌دهم و سطوح حمایت و مقاومت را در آن چارچوب زمانی خاص، مشخص می‌کنم. اگر سطوح مقاومتی و حمایتی گرفته‌شده از چارچوب زمانی هفتگی با چارچوب زمانی روزانه، باهم منطبق شدند، تعیین می‌کنم که سطوح قابل‌توجه و قوی‌ای هستند و آن‌ها را به‌عنوان اهداف تنظیم می‌کنم. این سطوح ممکن است توجه بیشتری را جلب کنند و پیش‌بینی‌های بیشتری را در بین معامله گران در بورس ایجاد کند. حال که سطوح هدفم را تعیین کرده‌ام، به بازه زمانی کمتری مانند ۴ ساعت تغییر می‌دهم و دیگر سطوح حمایتی و مقاومتی را شناسایی می‌کنم. اگر برخی از این سطوح با سطوح بازه‌های زمانی بالاتر منطبق شوند، آن‌ها نیز قابل‌توجه می‌شوند و آن‌ها را به‌عنوان هدف برای رویکردی کوتاه‌مدت استفاده خواهم کرد.

من از سطوح حمایتی و مقاومتی گرفته‌شده از چارچوب‌های زمانی بالاتر به‌عنوان اهداف و نقاط خروجی برای رویکرد میان‌مدت استفاده می‌کنم. سپس، گزینه‌ای برای تغییر به یک چارچوب زمانی کوتاه‌تر و شناسایی سطوح حمایتی و مقاومتی باقی‌مانده که برای تعیین نقاط ورودی و همچنین نقاط حد ضرر استفاده می‌کنم، دارم.

همچنین متوجه می‌شوم که چارچوب‌های زمانی برای معامله گری در بورس بسیار اهمیت دارد به این خاطر که اغلب به نظر می‌رسد که یک منطقه حمایت عمده در یک نمودار روزانه ممکن است چیزی بیش از اصلاح یک نمودار هفتگی یا سالانه نباشد. درنهایت، از نمودار ۴ ساعته تا نمودار هفتگی، برای سطوح قابل‌توجهی در ارتباط با یک دوره میانگین متحرک ۱۰۰ و همچنین یک دوره میانگین متحرک ۲۰۰، تأییدیه می‌گیرم. هردو میانگین متحرک به‌عنوان تائید این سطوح عمل می‌کنند که آن‌ها را معتبرتر می‌سازد اگر با هریک از این سطوح منطبق باشند.

نتیجه

تجارت مثل جنگ است. شما در حال مبارزه با تعدادی از مخالفان بسیار باهوش، باتجربه و ازلحاظ مالی قدر هستید. برای موفقیت، باید یک لبه داشته باشید، زیرا روانشناسی، نقش مهمی را در تمامی انواع معامله‌گری در بورس ایفا می‌کند. به همین دلیل، بایستی همیشه احساسات خود را تحت کنترل داشته باشید. این امر می‌تواند کار سختی باشد مخصوصاً زمانی که پای پول در میان است، اما با شروع و تمرکز بر روی این طرح‌های تعیین‌شده و قواعد عمل می‌توان آن را انجام داد. اگر به‌طور مداوم قوانین خود را بدون شکستنشان دنبال کنید می‌توانید احساساتتان را در معامله‌گری در بورس حذف کنید. اگر شما به چنین قابلیتی دست‌یابید، می‌تواند به شما در بهبود تصمیمات معامله‌گری‌تان کمک کند؛ بنابراین، معامله‌گری در بورس به یک هنر تبدیل می‌شود.

۶ کتاب آموزش فارکس که جهت معامله در فارکس باید بخوانید

۶ کتاب آموزش فارکس که جهت معامله در فارکس باید بخوانید

بر اساس شواهد و تجربه می‌توان اذعان داشت که افراد موفق در حوزه معامله در بازار فارکس 6 کتابی که در این مقاله معرفی شده است را مطالعه کرده‌اند، از این رو با عنوان 6 کتاب برتر فارکس به بررسی این کتاب ها می پردازیم.

این روزها تب و تاب معامله گری حسابی در کشورمان راه افتاده و افراد زیادی را در اطراف خود می‌بینیم که در بازارهای مالی مختلف (بورس، فارکس، کریپتو و . ) مشغول به فعالیت هستند.

قطعا دلیل این استقبال زیاد را می‌توان پتانسیل بالای درآمد زایی این بازارها دانست نکته‌ای که تمامی این افراد و حتی شما که در حال خواندن این مطلب هستید به آن پی بردید.

اما همان طور که می‌دانیم در کنار پتانسیل بالای درآمدزایی، ریسک بالایی هم در این بازارها وجود دارد که چنانچه بدون داشتن آگاهی کافی و دانش به روز به این بازارها ورود کنیم ممکن است دچار ضررهای جبران ناپذیری شویم.

از همین جهت و در راستای آموزش فارکس برای مبتدیان امروز قصد داریم ۶ کتاب برتر برای آموزش معامله گری در بازار فارکس به عنوان قوی ترین بازار مالی دنیا، معرفی کنیم که قطعا مطالعه و درک این کتاب ها، کمک زیادی به پیشرفت و بهبود کیفیت معاملات شما خواهد کرد.

پیشنهاد ویژه: دوره فارکس ، برترین دوره آموزش فارکس برای فارسی زبانان

مجموعه کتب آموزش فارکس برای مبتدیان

پیش از بررسی کتاب‌های انتخاب شده اجازه دهید ابتدا کمی به بررسی انواع کتاب فارکس موجود در بازار بپردازیم و سپس با دیدی آگاهانه تر به سمت معرفی کتاب ها و در نهایت انتخاب کتاب مد نظر و مناسب خود حرکت کنیم.

به طور کلی مجموعه کتاب های بازار فارکس به سه دسته تحلیل تکنیکال، تحلیل بنیادی و روانشناسی معامله گری تقسیم شده و هر کتاب فارکس معمولا به بررسی یکی از این موارد میپردازد.

این سه حوزه که در ادامه بیشتر بدان خواهیم پرداخت دقیقا همان اصول و قواعدی هستند که برای تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای در بازار نیاز است.

کتاب های تحلیل تکنیکال

این دسته از کتاب‌ها با آموزش مفاهیم تحلیل تکنیکال به مخاطب خود، سعی در درک بهتر حرکات قیمت در گذشته و آینده بازار را دارند.

تمامی مواردی که بر روی چارتها تاکنون دیده‌ایم (نواحی، اندیکاتورها، الگوها و . ) جزو این دسته و سبک از تحلیلگری می‌باشند.

همچنین امروزه با توجه به رشد و افزایش استقبال معامله گران از این سبک، بسیاری از کتاب های فارکس موجود در بازار، در این دسته قرار میگیرند.

کتاب های تحلیل بنیادی

نوع دوم مجموعه کتب فارکس موجود در بازار، مربوط به آموزش تحلیل بنیادی می‌باشد.

این سری کتب، با آموزش مفاهیم اقتصادی (به طور مثال شاخص بهای تولید کننده، شاخص خرده فروشی و بسیاری از فاکتورهای دیگر) سعی در رسیدن به درک درستی از بازار دارند تا در نهایت با توجه به تقویت یا تضعیف شدن یک ارز، آینده حرکتی آن را در مقابل ارز دیگر سنجیده و تخمین زنند.

با توجه به برخی مسائل موجود در بازار همچون هیجانات معامله گران، باعث شده که استقبال زیادی از این سبک تحلیل گری صورت نگیرد (در مقایسه با تحلیل تکنیکال) و طبیعتا کتاب های کمتری در این زمینه نوشته شود.

پیشنهاد ویژه: آموزش فاندامنتال فارکس و اقتصاد کلان مجموعه آموزش بورس

کتاب های روانشناسی معامله گری در فارکس

این سری از کتاب ها با تکیه بر این اصل که درصد زیادی از موفقیت هر معامله گر جنبه روانی و ذهنی داشته، اقدام به آموزش مسائل روان شناسی معامله گری در فارکس نموده است.

معمولا در این کتب، علاوه بر ایجاد یک ساختار ذهنی برای مخاطب، نظم و انضباط کاری جهت حصول نتیجه بهتر در معاملات، به افراد آموزش داده می‌شود که امری بسیار ضروری در بازار می‌باشد.

لذا از جایی که معامله گری و مخصوصا فعالیت در بازار فارکس هیجانات زیادی به همراه دارد، مخاطب این گونه کتابها در صورت مواجه شدن با این هیجانات از جایی که قبلا آموزش دیده است، معمولا منطقی تر برخورد کرده و نتایج بهتری کسب می نماید.

حال که با این سه دسته کتاب آموزش فارکس آشنا شدید در ادامه قصد داریم به معرفی ۶ کتاب فارکس که با دقت و ظرافت خاصی از میان کتب موجود در بازار برگزیده شده است بپردازیم.

هدف ما از انتخاب این ۶ کتاب فارکس به گونه ای بوده که هر سه مبحث مورد نیاز جهت تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای، در برگرفته شود به نحوی که شما صرفا با مطالعه این چند کتاب محدود، بتوانید بیشترین بهره را برده و به درک نسبتا خوبی از بازار دست یابید، پس با ما همراه باشید.

کتاب معامله گر پرایس اکشن اثر لنس بگز

۱. کتاب معامله گر پرایس اکشن اثر لنس بگز

اگر به دنبال یک کتاب معامله در فارکس خوب هستید که بتواند در زمانی محدود، دید نسبتا جامع و کاملی از بازار به شما ارائه دهد، نباید از خواندن این کتاب غافل بشید! بنا به گفته نویسنده، در نگارش این کتاب همیشه دو هدف پیش رو بوده است:

  1. توضیح شیوه نگرش صحیح به چارت ها به منظور استفاده درست و به جا از پرایش اکشن و مدیریت فرصت‌های معاملاتی
  2. بیان مراحل تکاملی یک فرد به منظور تبدیل شدن از یک معامله گر مبتدی به معامله گر حرفه‌ای

همانطور که در اهداف نگارش بیان شده است، این کتاب با ارائه دیدی صحیح نسبت به بازار، ضمن آموزش به خواننده کمک میکند تا درک بهتری از واقعیت چارتها داشته باشد. سپس با ارائه برخی موارد مربوط به روان شناسی بازار، سعی در ارتقا و رشد ذهنی معامله گر دارد.

همچنین نکته مثبت دیگری که در این کتاب فارکس بسیار یافت می‌شود، ذکر مثال‌ها و تمرین‌های فراوان همراه با نمایش چارتهای مختلف می‌باشد که باعث می‌شود این کتاب را از سایر کتاب‌های بازار فارکس متمایز نماید.

و در نهایت روند نگارش کتاب به گونه ای ست که به مخاطب خود کمک میکند تا بتواند استراتژی معاملاتی خود را بر مبنای اصول و روش های ذکر شده بیابد و با اکتفا به آن معاملات موفق تری داشته باشد.

کتاب معامله گر منضبط اثر مارک داگلاس

۲. معامله گر منضبط اثر مارک داگلاس

اگر شما هم معتقد هستید که موفقیت در معامله گری صرفا با داشتن دانش تحلیل تکنیکال و بنیادی امکان پذیر نیست و عامل سومی به نام روان شناسی معامله گری نقشی بسیار کلیدی ایفا میکند، باید بگوییم این کتاب مخصوص شماست!

چه بخواهیم یا نخواهیم باید بپذیریم که حتی بهترین معامله گران دنیا نیز در انجام تحلیل ها و معاملات خود گاها دچار اشتباهاتی شده که باعث می‌شود در کنار معاملات سودده، برخی معاملات خود را با ضرر ببندند.

پس چه بهتر که همواره اشتباهات خود را بپذیریم و با بستن معاملات ضررده، کل سرمایه خود را در معرض ریسک قرار ندهیم.

در همین راستا مارک داگلاس معتقد است که موفقیت در معامله گری ۸۰ درصد جنبه روانی داشته و تنها ۲۰ درصد دیگر مربوط به روش های معامله گری تحلیل تکنیکال و یا بنیادی می‌باشد.

در نهایت مطالعه و عمل به دستورات این کتاب، ابعاد جدیدی از خودشناسی، نظم و انضباط در بازارهای مالی را به روی شما خواهد گشود که لازمه موفقیت در هر بازاری از جمله فارکس می‌باشد.

مقاله پیشنهادی: بهترین نوع تحلیل در فارکس چیست؟

کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه اثر جان مورفی

۳. تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه اثر جان مورفی

امروزه تحلیل تکنیکال جایگاه ویژه ای در بین معامله گران مختلف از سراسر دنیا پیدا کرده و چه خوب است که این علم از زبان یکی از بزرگان این امر همچون جان مورفی آموخته شود. فردی که در سال ۱۹۹۲، به واسطه مشارکت چشم گیر خود در زمینه تحلیل تکنیکال موفق به دریافت جایزه از فدراسیون بین المللی تحلیل گران تکنیکال شده است.

مطالعه کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه که دست مایه ۴۰ سال تلاش و تجربه این تحلیل گر خوش نام و موفق می‌باشد به تمامی افرادی که قصد فعالیت حرفه ای در بازارهای مالی دارند توصیه می‌شود چرا که حاوی مطالب و نکات بسیار زیادی است که قطعا هر معامله گر تازه وارد و یا حرفه ای بدان نیاز خواهد داشت.

کتاب الگوهای شمعی ژاپنی اثر استیو نیسون

۴. الگوهای شمعی ژاپنی اثر استیو نیسون

همانطور که می‌دانید معامله گری شامل یک روش یا قانون ثابت و مدون نیست و افراد سبک و سیاق معامله گری خاص خود را دارند.

عده‌ای خود را معامله گر پرایس اکشن دانسته و عده ای برمبنای اندیکاتورهای مختلف معاملات خود را انجام می‌دهند.

فارغ از این که سبک معاملاتی افراد چیست، الگوهای شمعی ژاپنی را میتوان جزء جدا نشدنی بسیاری از چارتها و معاملات دانست و اینجاست که استیو نیسون میگوید کندل ها، چراغ راه معامله گری هستند!

در وصف اهمیت این کندل های به ظاهر ساده هر چی بگوییم کم گفته ایم چرا که در دل خود حاوی پیام های بسیار ارزشمندی بوده که درک صحیح و دانستن زبان آنها، کمک شایانی به موفقیت در معاملات خواهد کرد.

استیو نیسون که خود معرف نمودارهای شمعی ژاپنی به دنیای غرب است، در این کتاب تمامی دانسته‌ها و تجربیات خود را جمع آوری نموده و با بیانی جذاب همراه با مثال ها و تصاویر مختلف سعی در آموزش زبان کندل ها به مخاطبان خود دارد.

پیشنهاد مطالعه: آموزش رایگان فارکس ، برای کسانی که به دنبال یادگیری فارکس هستند!

مجموعه کتاب های پرایس اکشن ال بروکز

۵. مجموعه کتاب های پرایس اکشن ال بروکز

امروزه شاید کمتر بتوان معامله گر پرایس اکشنی را یافت که تاکنون نامی از ال بروکز و یا آثار وی نشنیده باشد.

ال بروکز با تشریح متد معامله گری روزانه خویش در آثارش، به دنبال آموزش استراتژی‌ها و روش هاییست که مخاطب بتواند بدون توجه به روند، در هر بازاری کسب سود نماید.

از همین جهت وی تجربیات خود را در سه کتاب به نام های روندها، محدوده های معامله و بازگشت ها گردآوری نموده که مطالعه این سه کتاب قطعا کمک شایانی به موفقیت شما در بازارهای مالی از جمله فارکس خواهد کرد.

بنا به گفته نویسنده، این کتاب ها باید به صورت گام به گام و به ترتیب (یعنی ابتدا کتاب روندها، سپس محدوده های معامله و در پایان کتاب بازگشت ها) مطالعه شوند تا بتوان بهترین نتیجه را دریافت نمود. البته لازم به ذکر است که این سه کتاب فارکس برای مبتدی ها مناسب نبوده و در واقع سطح کتابها کمی فراتر از سطح یک معامله گر تازه وارد میباشد و بهتر است قبل از تهیه و مطالعه این مجموعه کتاب بازار فارکس، آشنایی مقدماتی با تحلیل تکنیکال را داشته باشید.

پيشنهاد مطالعه: بروكر فارکس

کتاب تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه اثر رابرت ر. پریچر

۶. تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه اثر رابرت ر. پریچر

همانطور که قبلا گفته شد افراد مختلف در انجام معاملات خود، از متد و سبک‌های متفاوت بهره می‌گیرند که یکی از متداول ترین این متدها، تحلیل بر اساس امواج الیوت می‌باشد.

روشی مشهور که تقریبا می‌توان گفت هر فعال بازار سرمایه، کم و بیش در مورد آن شنیده و یا حتی در موارد بسیاری به طور ناخود آگاه از آن بهره برده است!

حال شاید این سوال برایتان پیش بیاید که چرا ناخودآگاه؟

به این دلیل که اساس تئوری امواج بر پایه الگوهای هارمونی طبیعی رخ می‌دهد و از جایی که انسان بخشی از طبیعت است، پس دور از ذهن نبوده که در مواردی به طور ناخواسته از این الگوها استفاده نماید.

رابرت پریچر در این کتاب که مشتمل بر هشت فصل می‌باشد به بررسی نظریه الیوت در بازار سرمایه پرداخته و ضمن تشریح کامل این امواج همراه با موارد عملی، رابطه امواج با نسبت های فیبوناچی را به طور ملموس بیان نموده است.

چناچه شما هم از علاقه مندان مبحث تئوری امواج الیوت هستید، مطالعه این کتاب را به شما توصیه می‌کنیم چرا که سرشار از نکات آموزنده و مفید خواهد بود.

سخن پایانی

از این که تا پایان این مطلب ما را همراهی نمودید صمیمانه سپاسگزاریم.

همانطور که امروزه برای موفق بودن در هر حرفه‌ای باید دانش خود را به روز نگه داریم، معامله گری هم طبیعتا مستثنی از این قاعده نخواهد بود و همیشه باید به امر آموزش توجه ویژه ای داشت.

این مطلب جهت آشنایی هرچه بیشتر علاقه مندان به ورود به بازار فارکس و همچنین آموزش فارکس برای مبتدیان تهیه شده بود، امیدواریم معرفی 6 کتاب برتر فارکس پاسخگوی نیاز شما عزیزان بوده باشد.

چناچه تجربه مطالعه کتاب یا کتاب‌های مشابه دیگری دارید، خوشحال خواهیم شد که نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

انضباط معاملاتی: رمز سودآوری پایدار

انضباط در معاملات

در ادامه مجموعه مقالات آموزش فارکس، امروز به شما خواهیم گفت که چرا انضباط در معاملات رمز سودآوری پایدار است!

اگر برنامه معاملاتی ما سودده است، آیا اشکالی دارد اگر کمی از آن منحرف شویم؟

گرچه انجام یک معامله سودده بصورت موردی، زمانی که به برنامه معاملاتی خود نگاه نمی کنیم، ممکن است لذت بخش باشد، اما معامله زدن از روی شانس و اقبال بر انضباط معاملاتی در بلندمدت تأثیر منفی می گذارد.

معامله گری در فارکس یک ماراتن است، نه دوی سرعت!

خرگوش و لاکپشت

وقتی پایبندی به قوانین برنامه معاملاتی خود را کنار می گذارید، انگار دارید برای این عدم نظم و انضباط خود را تشویق می کنید و ممکن است کم کم باور کنید که کنار گذاشتن برنامه معاملاتی اشکالی ندارد!

یک سود ناموجه ممکن است شما را ترغیب به کنار گذاشتن برنامه های معاملاتی کند.

ممکن است با خود بگویید که “یک بار امتحان کردم و بسی حال داد، پس شاید باز هم نتیجه مثبت ببینم. بنابراین شانسم را دوباره امتحان می کنم.”

اما نتایج مثبت معاملاتی که در آنها انضباط وجود ندارد معمولاً دوامی ندارند. نداشتن انضباط در بلندمدت چیزی جز زیان در معاملات به همراه نخواهد داشت.

شما باید بتوانید سودهای موجه را از سودهای ناموجه جدا سازید.

یک سود موجه زمانی است که شما یک برنامه معاملاتی بسیار دقیق طراحی کرده و آن برنامه را دقیقا اجرا می کنید. سودی که در نتیجه رعایت و اجرای یک برنامه معاملاتی حاصل می شود موجه بوده و انضباط در معاملات را نیز استحکام می بخشد.

یک سود ناموجه زمانی است که شما برنامه دارید اما آن را رعایت نمی کنید یا اینکه اصلا برنامه ای ندارید. بعبارتی ممکن است سود بزنید، اما این سود شانسی بوده است.

چنین سودی در معاملات غیر قابل توجیه است و می تواند مشوق عدم انضباط در معاملات باشد.

نظم و انضباط برای داشتن معاملات پیوسته سودآور امری حیاتی است.

معامله کردن عبارتست از اینکه چگونه کاری کنیم تا قانون میانگین ها به نفع ما عمل کند. در خصوص قانون میانگین ها در دروس آینده به تفصیل بحث خواهیم کرد.

شما با استفاده از استراتژی های معاملاتی که جواب داده اند بارها و بارها معامله می کنید، به طوری که در طول تعداد زیادی معامله، استراتژی ها به اندازه کافی خوب عمل می کنند و مجموعا سود خوبی می اندازند.

مثل این است که در زمین بسکتبال مدام توپ را به طرف سید پرتاب کنید تا امتیازات را جمع کنید. هر چه بیشتر پرتاب کنید، احتمال اینکه امتیازات بیشتری جمع کنید بیشتر است.

بازیکن برنده کسی است که ابتدا مهارت “مداوم پرتاب کردن” را در خود ایجاد می کند تا در هر فرصتی بتواند توپ را پرتاب کند.

آنها این مهارت را یاد گرفته اند که چگونه هر بار دقیقا به یک شکل توپ را پرتاب کنند. آنچه مهم است تداوم است!

در معاملات هم همینطور است. هر فرد باید به طور مداوم و با پیروی از یک برنامه معاملاتی خاص در تک تک معاملات خود اقدام به معامله کند.

اگر یک بار از یک روش و بار دیگر از روش دیگری استفاده کنید، نتیجه عملکرد معاملاتی شما به احتمال زیاد تصادفی خواهد بود.

باید اجازه دهید تا قانون میانگین ها به نفع شما عمل کند تا مجموع معاملات شما، سود باشد.

اگر برنامه خود را گاهی رعایت کنید و گاهی دیگر رعایت نکنید، قانون احتمالات به هم خورده و به احتمال زیاد در مجموع بازنده خواهید شد.

با انضباط معاملاتی است که سودآوری به وجود می آید.

اجازه ندهید سودهای ناموجه بر انضباط معاملاتی شما تاثیر گذارد.

به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید و این را ملکه ذهن خود کنید که اگر برنامه خود را دقیقا رعایت کنید، در بلند مدت سودآوری بیشتری خواهید داشت.

حال که گفتیم برنامه معاملاتی چقدر مهم است، وقت آن است که بیاموزید یک برنامه معاملاتی خوب باید شامل چه چیزهایی باشد!



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.